هدية الخير - بهاء الدوله سيد حسن نوربخش - الصفحة ٣١٠
كنند ، لختى بر آتش نيز افكنند و معتقد ايشان آن است كه حيات ، تابع نار است . پس توجّه تام به جانب متبوع [١] و ضبط و تحريك او مفيد مزيد حيات بود و به تسخير او قواى نارى مسخّر گردد . و ايشان به قِدم اصول عناصر و افلاك قايل اند و تسخير جنّ [٢] و شياطين را [٣] به وسيله اين افعال ، طالب «اُولئك أصحاب النّار هم فيها خالدون » . [٤]
نظم
مشو محبوس اركان و طبايعبرون آى و نظر كن در صنايع و جمعى ديگر كه سفليّات را معلول علوّيات مى دانند و احوالى كه در اين عالم عناصر واقع است ، اتفاقا با [٥] اوضاع سماوى ، جمله را از اثر آن اوضاع مى شناسند ، افلاك و كواكب را پرستند و تولّى به انوار آنها نمايند و همه را به قدم معتقد باشند و عدمشان را به لزوم خلأ ، منع كنند و آتش شوق ترصّد اوضاع ، پيوسته در دل افروخته اند و ديده از ملاحظه غير ظاهر دوخته ؛ «يعلمون ظاهرا من الحياة الدّنيا و هم عن الآخرة هم غافلون » [٦] و افعال بعضى از اينها در عبادت آن است كه از حين طلوع بعضى كواكب تا غروب آن ، [٧] نظر از نور او دور نسازند و ادعيه [٨] خوانند و طلب حاجات كنند و فوايد يابند . و بعضى ديگر چون مبدأ آثار كليه عظيمه ، هشتاد و چهار دور را دانند كه از صاحبيّت هر يك از كواكب سبعه مر دوازده برج را لازم آمده ، بنا بر اين هشتاد و چهار صورت سازند مناسب طبع كواكب و صور بروج ، به وجهى كه خود تعيين آن معنى نموده اند . چنان كه به جهت دور اول كه حمل و زحل است و او را اعظم ادوار اعتبار كرده اند ، قوچى سازند از سرب ؛ چه صورت حمَل ، قوچ بود و سرب به زحل
[١] ف: مبتدع .[٢] م: حسن .[٣] ف: ـ را .[٤] سوره بقره ، آيه ٣٩ ، ٢١٧ ، ٢٥٧ ؛ سوره آل عمران ، آيه ١١٦ ؛ سوره اعراف ، آيه ٣٦ ؛ سوره يونس ، آيه ٢٧ ؛ سوره رعد ، آيه ٥ ، سوره مجادله ، آيه ١٧ .[٥] ف: به .[٦] سوره روم ، آيه ٧ .[٧] م ، ف : آن غروب . متن ، تصحيح قياسى است .[٨] ف: و اوراد .