هدية الخير

هدية الخير - بهاء الدوله سيد حسن نوربخش - الصفحة ٣٠٠

عروجى و رجوعى [١] كه قوس نصف ديگر دايره است ، بر يك يك مرتبه از اين مراتب ، گذر مى بايد كردن و با هر منزلى آشنا شدن و تسخير معانى هر مرتبه به تسيّر به سيرت آن مرتبه نمودن .

نظم

چراغ [٢] مرد معنى آشنايى استبه قدر آشنايى روشنايى است تا آنگه كه ملكه ساير به حدّى رسد كه هرگاه خواهد ، رجوع به طرف مقصود ، به سهولت تواند كردن و به نهايت مراتب موحّدان كامل و عارفان مقبل كه آن وصول است به سعادت لقاء اللّه و حصول بقاء باللّه [٣] بعد الفناء فى اللّه و آن را «صحو بعد المحو» نيز خوانند ، تواند رسيدن و نيز از قوّت هاى عوالم باطنى ، آنچه مسخّر او گشته باشد ، به ظاهر تواند آوردن كه كرامات عبارت از آن است و آنچه حضرت نبوى عليه السلا [٤] فرمود كه: «العود أحمد» [٥] تنبيه بر رفعت شأن اين اصحاب رجعت است .

نظم

فقد سألوا و قالوا: ما النهاية؟فقال: هي الرجوع إلى البداية اگر مردى برون آى و سفر كنهر آنچ [٦] آيد به پيشت زان گذر كن مياسا روز و شب اندر مراحلمشو موقوف همراه [٧] رواحل خليل آسا برو حق را طلب كنشبى را روز و روزى را به شب كن امّا اول مرتبه كه گذر بر او واقع است ، حيوانيّت است كه در سلسله فيض وجود و تكوين ، مقدّم [٨] بر انسانيّت است و در رتبه قبول كمال ، تأليف و


[١] ف: ـ و رجوعى .[٢] ف: + اى .[٣] ف: بقاء اللّه .[٤] م ف: صلى اللّه عليه وآله .[٥] گفته ابوبكر است (نك : الدرّ المنثور ، ج ٥ ، ص ١٥٠) و آن مثلى است كه بدان تمثّل مى جسته اند . نك : الصّحاح ، جوهرى ، ج ٢ ، ص ٤٦٧ .[٦] ف: هرآنچه .[٧] م ، ف : + و . متن ، تصحيح قياسى است .[٨] ف: ـ مقدّم .