هدية الخير

هدية الخير - بهاء الدوله سيد حسن نوربخش - الصفحة ٢٩٩

باز پرسند و حق را از باطل تميز نمايند .

نظم

خلقت آدم براى جست و جوستهركه جويا نيست چون نقش سبوست هر كه طالب نيست انسانش مخوانزان كه صورت دارد امّا نيست جان چه مستقيم الاحوال ، كسى است كه بر اطوار مختلفه واقف و بر اسرار عقايد متضادّه مطّلع باشد ، تا به حكم «الأشياء إنّما تبيّن بأضدادها» آنچه طريق حقّانى است ، از طريق شيطانى ، متميّز ساخته ، بر آن ثابت بود و در روش خويش به اقوال جهّال و افعال اهل ضلال ، گمراه نگردد و در امر خود ، متردّد و متزلزل نشود . بنابر اين ، نمطى از اطوار اهل حق و باطل ـ آنچه بيان توان كردن ـ [١] به قلم درآوريم ، تا موجب انتباهى گردد [٢] إن شاء اللّه تعالى [٣] .

نظم

گر طالب اسرار جهانى اى دوست!بشنو سخن از هر كه توانى اى دوست! چون باطل و حق جمله پياپى پى توستمى زى پس از آن چنان كه دانى اى دوست! اى سعادتمند! كشف كنوز اين رموز ، آن است كه معراج قوس نزولى را كه نصف دايره فيض وجودى است ، مدارج فيض متنزّله [٤] او از احديّت به واحديّت و از آن جا [٥] به عقل كل و نفس كلّ [٦] و عالم برزخ مثالى و عرش و كرسى و افلاك سبعه و عناصر اربعه و مواليد ثلاثه تا به مرتبه انسان كامل كه نهايت تنزّل است ، هر كدام كه به مبدأ ، اقرب است ، تحصيل فيض از جانب او اسهل است و بنابر اين ، انسان را در [٧] سير


[١] ف: آنچه بيان كردم .[٢] ف: تا انتباهى حاصل گردد .[٣] ف: ـ إن شاء اللّه تعالى .[٤] ف: منزله .[٥] . ف: اين جا[٦] ف: ـ كل .[٧] ف: ـ در .