هدية الخير - بهاء الدوله سيد حسن نوربخش - الصفحة ٢٨٤
تحسّر و تأسف و مصيبت و تلهّف در او پيدا [١] نمى آيد ، با وجود آن كه امانتى است از خالق كردگار و وديعتى از حضرت قهّار كه «خلق الموت و الحياة ليبلوكم أيّكم أحسن عملاً » [٢] و فوت او سبب غرامت ابدى و هلاكت سرمدى است . و اين از آن جهت باشد كه اكثر خلق در خواب غفلت و جهالت اند و اين جوهر شريف در آن خواب از ايشان فوت مى شود و خبر ندارند [٣] كه «النّاس نيامٌ ، فإذا ماتوا انتبهوا» . [٤] چون به آواز كوس اجل از خواب غفلت و جهالت بيدار شوند و جزاى افعال و اقوال نامرضى خويش ، سلاسل و اغلال را بينند و افلاس و گرفتارى خود را مشاهده نمايند و جلالت حال و رفعت سرير سلطنت ابدى كه نتيجه طاعت يك ساعت مخصوصان عنايت ازلى است ، مكشوف گردد ، تلاطم [٥] امواج درياى تلهّف و تشوير ، جوش برآورد [٦] و آتش حيرت و حسرت ، چنان شعله زدن گيرد كه اگر دنيا و هرچه در اوست [٧] ايشان را بودى در عوض يك ساعت عمر اگر ستاندندى فدا كردندى ، تا در آن يك ساعت به تدارك آن تقصيرات ، مشغول گشتندى و از اين جهت ، حضرت نبوى عليه السلامفرمود كه: «بيشتر فرياد اهل دوزخ از تسويف بود» . و تسويف ، آن است كه آنچه اين دم بايد كرد ، به وقت ديگر افكنند و شك نيست كه هلاك ابدى اكثر خلق ، در تسويف است ؛ [٨] زيرا كه به تعاقب كدورات معاصى و توالى ظلمات شهوات [٩] آينه دل به بُعد [١٠] سياه مى كنند و تصفيه و تجليه آن را به صقاله [١١] توبه از جهت غلبه احكام نفس و هوا ، در نسيه توقف و تأخير مى افكنند ، تا آنگاه كه جاذبه اجل ، نفوس مدنَّس ايشان را دريابد و به [١٢] اثقال اوزار و احمال اصرار در بوته هاويه اندازد .
[١] ف: پديد .[٢] سوره هود ، آيه ٧ .[٣] ف: ندارد .[٤] خصائص الأئمة ، ص ١١٢ ؛ عوالي اللئالي ، ج ٤ ، ص ٧٣ .[٥] م: تلاظم .[٦] ف: برآورده .[٧] ف: دست .[٨] ف: از تسويف بود .[٩] ف: + نفسانى .[١٠] م: نفد.[١١] . ف: صقالت .[١٢] ف: تا .