هدية الخير - بهاء الدوله سيد حسن نوربخش - الصفحة ٢٧٩
حضرت بى نياز بناليد و گفت: الهى [١] بيست سال بندگى حضرت تو كردم . بعد از آن بيست سال ديگر است كه دواعى نفْس و هوا و [٢] اغواى [٣] شيطان ، عنان اختيار من از دست توفيق ربوده اند و از ذروه درجات طاعت در حضيض [٤] حرمان و مخالفت انداخته و اكنون ندانم كه اگر عنان نفس از راه خلاف بازكشم ، شايسته خلعت قبول گردم يا نى؟ از ملأ اعلى ندايى شنيد كه: «أحببتنا فأحببناك ، و تركتنا فتركناك ، و عصيتنا فأمهلناك ، فإن رجعتَ إلينا قبلناك» [٥] يعنى لاف محبّت ما زدى ، سكّه محبّت تو در ميان آسمانيان زديم . پس ترك ملازمت درگاه ما كردى ، تو را در غرقاب جهالت رها كرديم . پس مَركب مراد در ميادين ضلالت به جولان درآوردى ، زمام مهلت تو را فروگذاشتيم . پس اگر به درگاه كرَم ما بازگردى ، وجود تو را [٦] به خلعت توبه ، مزّين گردانيم و نام تو را در ديوان مقبولان ، ثبت فرماييم و منشور محبّت تو را در مجلس روحانيان بخوانيم كه «إنّ اللّه يحبّ التوّابين و يحبّ المتطهّرين » [٧] .
نظم
بنده همان به كه ز [٨] تقصير خويشعذر به درگاه خدا آورد إلهي لئن جلّت وجمّت خطيئتيفعفوك عن ذنبي أجلّ و أوسع اى سعادتمند! چون دانستى كه توبه عبارت است از ترك گناه ، بدان كه گناه ، عبارت است از هرچه مخالفت امر حق [٩] باشد از فعل و ترك ، و مخالفت حقْ سمّى است كه در روح ايمان ، سرايت مى كند و به آلام نار جحيم مى كشد و به هلاك ابدى و خسران سرمدى مخالف مى انجامد . پس تدارك سمّ خلاف به ترياق توبه در ايّام مهلت و اوان فرصت كه ممكن التدارك است ، از واجبات بايد شمردن و از اين جهت
[١] ف: خداوندا .[٢] ف: ـ و .[٣] ف: اغواه .[٤] م: مضيق .[٥] در مآخذ حديثى نيافتيم .[٦] ف: ـ تو را .[٧] سوره بقره ، آيه ٢٢٢ .[٨] ف: به .[٩] ف: مخالف امر پروردگار .