هدية الخير - بهاء الدوله سيد حسن نوربخش - الصفحة ٢٧٦
و از اين جاست كه حضرت پيغمبر ـ عليه الصّلاة والسّلام ـ فرمود كه: «والذي نفسي بيده ، لو لم تذنبوا لذهب اللّه بكم ، و لجاء بقومٍ يذنبون فيستغفرون اللّه فيغفر لهم» [١] يعنى به خداى [٢] كه جان محمّد در قبضه قدرت اوست كه اگر شما كه بندگان خداييد گناه نمى كرديد ، [٣] حضرت اللّه تعالى شما را برطرف مى ساخت و جمعى ديگر خلق مى فرمود تا گناه مى كردند و از حضرت او آمرزش آن گناه مى خواستند . پس آن حضرت ، جمله گناهان ايشان را عفو مى فرمود و [٤] ايشان را از مقبولان مى گردانيد . اى سعادتمند! چون بدين فصل الخطاب ، محرم حريم ملك توّاب ، جافيان [٥] تيره روزگار و عاصيان بدكردار را هدايت مى فرمايد به تطهير سر از قاذورات معاصى به زلال [٦] استغفار و به تنوير مشكات باطن از كدورات ظلمات ذنوب به مصباح توبه كه عبارت است از باز كشيدن عنان نفس از راه جفا با ندامت از ما مضى [٧] و روى آوردن به بساط وفا كه اين خود به حقيقت مبدأ راه طالبان و سرمايه فتوح صادقان و مفتاح ابواب سعادت سالكان است .
نظم
اگر به آب ندامت برآورى غسلىهمه كدورت دل را صفا توانى كرد ز منزل هوس ار يك دو گام پيش نهىنزول در حرم كبريا توانى كرد پس بايد كه بنده به آب ندامت به هدايت «النّدم توبةٌ» [٨] جرايم ماضيه را از دفاتر اعمال خود بشويد و به سكّين [٩] استغفار ، نقوش گناه از [١٠] ضمير بستراند [١١] تا از هاويه
[١] صحيح مسلم ، ج ٨ ، ص ٩٤ .[٢] ف: خدايى .[٣] ف: مى كرديد .[٤] ف: ـ و .[٥] . م: طاقيان .[٦] ف: دلال .[٧] ف: معاصى .[٨] من لا يحضره الفقيه ، ج ٤ ، ص ٣٨٠ ؛ تحف العقول ، ص ٥٥ ؛ بحار الأنوار ، ج ٧٤ ، ص ١٥٩ .[٩] ف: تسكين (به سكيّن) .[١٠] ف: + صفحه .[١١] ف: ستراند .