هدية الخير

هدية الخير - بهاء الدوله سيد حسن نوربخش - الصفحة ٢٧٣

را در سرّا و ضرّا ، در سرّ و علانيه ، به تضرّع بخواند و دست اميد به حبل المتين كرم ما استوار گرداند ، سبّاحان [١] درياى [٢] غفران ما ، در غرقاب عصيان ، او را دستگير آيند و سيّاحان [٣] عرصه رحمت ما در ظلمات ذنوب ، او را به نور انابت ، هدايت فرمايند و هيچ احدى نم يم كرم ما را از خاك وجود او باز ندارد و هيچ چيزى ، راه [٤] بر بدرقه عنايت ما نبندد [٥] و در امثال اين الطاف ، حضرت ما را از هيچ مخلوقى بيمى [٦] و انديشه اى نبود . اى بنى آدم! مكارم و مراحم جناب كبرياى ما تا غايتى است كه اگر فى المثل ، ذنوب تو از غايت غلبه همچو ابر مظلم در جوّ سماء ، مرتفع گشته بود ، چون بر قباحت و وقاحت آن مطّلع گشته ، از حضرت غفّارى ما طلب مغرفت كنى ، به كرم بى نهايتْ بر حال تو ببخشاييم و قبايح آن را به هيچ گونه با [٧] روى تو نياوريم و فضايح آن را از تو عفو فرماييم و [٨] در چنين اعطاف ، حضرت ما از [٩] هيچ چيز [١٠] انديشه ندارد . و اى بنى آدم! اميد به رحمت رحمانى ما چنان دار كه اگر به پُرى روى زمين ، اعمال [١١] گناهان تو در مجمع محشر به درگاه ما حاضر سازند بى مخالطت [١٢] اوزار شرك ـ چه مشركان را از رحمت ما نصيبى نبود كه «إنّ اللّه لا يغفر أن يشرك به » [١٣] ـ به خازنان خزانه رحمت ، امر فرماييم تا جزاى آن نيكى [١٤] به پرى روى زمين ، مغفرت ، شامل حال تو گردانند و از نعم خوان مرحمت ما ، خط مستوفا تو را كرامت فرمايند .

نظم

{ اى هر نفسى صد گنه از ما ديدهاز لطف و كرم پرده ما ندريده }


[١] ف: سيّاحان .[٢] م: درپاى .[٣] ف: سبّاحان .[٤] م: را .[٥] م: نبيند .[٦] ف: وهمى .[٧] ف: ما .[٨] ف: ـ و .[٩] ف: ـ از .[١٠] . ف: ـ چيز .[١١] ف: اجمال .[١٢] ف: مخالطه .[١٣] سوره نساء ، آيه ٤٨ .[١٤] ف: اجزاى آن نيكى را .