هدية الخير

هدية الخير - بهاء الدوله سيد حسن نوربخش - الصفحة ٢٧٠

سعادت اين ثواب [١] را غنيمت شمرد . در خبر است كه حضرت فرمود كه: «هيچ صدقه از صدقه زبان فاضل تر نيست» . گفتند: چگونه يا رسول اللّه ؟ فرمود كه: «آن شفاعت است كه خون ها بدان محفوظ ماند و منفعت به ديگرى رساند و بدى از ديگرى بازدارد» . [٢] پانزدهم آن كه [٣] جانب مساكين و ضعفا را بر جانب اقويا و اغنيا از اهل دنيا راجح دارد و بيشتر ، صحبت با فقراى [٤] اهل اللّه دارد و هر روز [٥] يك بار آينه دل را به مواعظ [٦] و نصايح صلحا جلا دهد ؛ چه مباشرت امور دنيا و مجالست اغنيا دل را تاريك مى گرداند و در اين ، خطر هلاكت ابدى است . نقل است كه چون [٧] سليمان عليه السلاماز تخت برخاستى به مسجد رفتى و [٨] نظر كردى ؛ هرجا مسكينى نشسته يافتى ، پيش او رفتى و نشستى و گفتى: [٩] مسكينى با مسكينى نشيند . و از اين جاست كه حضرت فرمود كه : هر كه خواهد كه با خداوند تعالى نشيند با فقرا و مساكين نشيند . [١٠] فرمود كه: اى اهل امّت! با مردگان [١١] منشينيد . گفتند: يا رسول اللّه ! مردگان [١٢] كيستند؟ فرمود كه: توانگران . شانزدهم آن كه از احوال اهل [١٣] فاقه غافل نباشد و در سدّ فاقه [١٤] ضعيفان و فروماندگان ، تقصير روا ندارد و اهل سؤال را هرگز محروم نسازد . در خبر است كه بنده را در قيامت حاضر سازند و حضرت جبارى ، خطاب [١٥] كند كه: «اى بنده من! در دنيا از تو نانى و جامه اى [١٦] خواستم ، مرا طعام و جامه ندادى !» گويد: الهى! اين چگونه است؟ گويد: «فلان كس در همسايگى تو گرسنه بود [١٧] و فلان كس برهنه [١٨] و


[١] ف: ثواب اين سعادت .[٢] ف: ـ باز دارد .[٣] م: ـ آن كه .[٤] ف: فقرا و .[٥] م: و هر كه روزى .[٦] . ف: مواضع .[٧] ف: + حضرت.[٨] ف: ـ و .[٩] ف: ـ و گفتى .[١٠] ف: ـ از اين جاست ... نشيند .[١١] ف: مرگان .[١٢] ف: مرگان .[١٣] ف: ـ اهل .[١٤] ف: + و .[١٥] ف: ـ خطاب .[١٦] م ، ف: جامه . متن ، تصحيح قياسى است .[١٧] ف: است .[١٨] ف: + است .