هدية الخير

هدية الخير - بهاء الدوله سيد حسن نوربخش - الصفحة ٢٥٧

فرض گردانيده اند [١] كه «اهدنا الصراط المستقيم » [٢] بگويند و چون هيچ كس در استقامت اين صراط از ميل ، خالى نيست ، لاجرم هيچ كس را از ورود آتش دوزخ چاره نيست ؛ چنانچه در كلام مجيد واقع است [٣] «و إن منكم إلاّ واردُها كان على ربّك حتما مقضيّا * ثمّ ننجّي الّذين اتّقَوا ونذَرُ الظالمين فيها جثيّا » [٤] يعنى هيچ كس نيست كه او را در دوزخ ، ورود نخواهد بود . بلكه همه را در دوزخ ، حاضر خواهيم كرد . بعد از آن ، پرهيزكاران را كه آينه دل را [٥] از غبار ميل به اغيار نگاه داشته اند ، به سعادت نجاح و فلاح ، مشرف گردانيم و هواپرستان تيره روزگار را در آن جا بمانيم . نقل است از ابو ميسره ـ قُدّست أسراره ـ كه از اكابر تابعين بود و [٦] سى و سه ساله پهلو بر زمين ننهاده [٧] چون شب درآمدى تا روز بر خود نوحه كردى و رخساره مباركش از بسيار گريستن ريش [٨] گشته بود . روزى مادرش گفت: اى جان مادر! از خُردى تا غايت ، هيچ گناه از تو در [٩] وجود نيامده و همه عمر در طاعت و رياضت گذاشته اى [١٠] و حضرت حق ، تو را به شرف اسلام و علم مشرّف گردانيده است . اين چندين نوحه چرا مى كنى؟ گفت: اى مادر! چون نوحه نكنم كه حق [١١] ـ جلّ و علا ـ ما را خبر داده است كه «همه را به دوزخ در [١٢] خواهيم برد» و نمى دانم كه من از آنها خواهم بود كه از آن جا نجات يابند يا نه [١٣] ؟ و اين از آن سبب گفت كه حقيقت استقامت به زمين [١٤] صراط عدالت ، مقدور نوع بشر نيست مگر به توفيق عنايت ربّانى و تأييد هدايت يزدانى ؛ زيرا كه [١٥] وجود وسط حقيقى در ميان اطراف نامتناهى خود متعذّر [١٦] است و تمسّك بدان بعد از [١٧] وجود در غايت [١٨] تعسرّ .


[١] ف: هفده بار جهانيان را فرض كرده اند .[٢] سوره فاتحه ، آيه ٦ .[٣] ف: + كه .[٤] سوره مريم ، آيه ٧١ و ٧٢ .[٥] ف: ـ را .[٦] ف: ـ و .[٧] ف: ننهاد و.[٨] م: ربش .[٩] ف : از خردى تا حال گناهى هيچ در .[١٠] ف: گذرانيده .[١١] ف: ـ حق .[١٢] ف: ـ همه را در دوزخ .[١٣] ف: نى .[١٤] ف: برمن .[١٥] م: چه .[١٦] . ف: متعدّد .[١٧] م : ـ از .[١٨] ف: + صعوبت و .