هدية الخير

هدية الخير - بهاء الدوله سيد حسن نوربخش - الصفحة ٢٥٣

اى سعادتمند! حضرت محمد [١] ـ عليه الصّلاة والسّلام ـ تنبيه مى فرمايد وُلات مسلمين و حكّام خطّه زمين را از حسن خاتمت عدل و نصفت كه آن وصول است به سعادت عقبى و حصول تقرب به رحمت حضرت مولى عزّ اسمه ؛ چنانچه آيه كريمه «إنّ اللّه يحبّ المقسطين » بدين مقصود مشعر است و از وخامت عاقبت ظلم و جور كه آن تقييد رقاب است به سلاسل عقاب و گرفتارى در شدايد حرمان و عذاب ؛ چنانچه خطاب «و ما للظّالمين من أنصار » از اين معنى مخبر است تا بر مقتضاى نصّ «و إذا حكمتم بين النّاس أن تحكموا [٢] بالعدل » [٣] در ميادين اعمال ، [٤] عنان اختيار نفس مكّار جز به دست شهسوار عدل ، باز ندهند و در مناهج افعال از آثار ظلم ، متحذّر باشند و چون عدالت ـ كه صفتى است جامع جميع خصال رضيّه و اخلاق مرضيّه ـ مظهر [٥] آن به يقين ، شارعان مشارع دين اند ؛ چنانچه كلمه شريفه «بعثت لاُتمّم مكارم الأخلاق» [٦] مظهر اين است و مقسط كه به [٧] معنى عادل است اسم حقّ است ، بى شك طريقى كه حضرت محمد [٨] ـ عليه الصّلاة والسّلام ـ را من عند اللّه فايض گشته و آن را شرع گويند ، حق و عدل محض بود . پس عادل ، آن بود كه در جميع امور از آنچه مطابق شرع نبوى و دين مصطفوى است [٩] در نگذرد . اگر به نفس خويش عالم بود «نور على نور » [١٠] والاّ در اعمال از علماى متديّن ، استفسار نمايد و از آنچه مضمون فتاوى بود ، عدول و استنكاف نجويد و جاير به خلاف اين [١١] بود . و از اين جا واضح گردد كه مراد از لفظ عادل در اين كلام مفخر الانام [١٢] متشرّع است و از جاير ، خلاف آن و يقين است كه هر مؤمنى را سلوك طريق شرع محمّدى ، مثبت رابطه معنوى است با روحانيّت احمدى و اين


[١] ف: پيغمبر .[٢] م، ف : فاحكموا.[٣] سوره نساء ، آيه ٥٨ .[٤] ف: + و اطوار .[٥] ف: ـ مظهر .[٦] السنن الكبرى، ج ١٠، ص ١٩٢ ؛ بحار الأنوار، ج ١٦، ص ٢١٠ و ج ٦٧، ص ٣٧٢.[٧] ف: ـ به .[٨] ف: پيغمبر .[٩] م: ـ است .[١٠] ف: ـ نور .[١١] ف: اينها .[١٢] ف: سيّد الانام .