هدية الخير

هدية الخير - بهاء الدوله سيد حسن نوربخش - الصفحة ٢٤٦

تأييد ربّانى ، مرغوب [١] نفس شيطانى را پشت پاى زده و به توفيق سبحانى از عقبات اعتبارات ، در گذشته و بر مسند صدق و اخلاق ، نشسته و ابواب هوس [٢] را بر روى خويش بسته [٣] و از كدورت تعلّقات دست شسته و به صابون مجاهده ، جامه باطن را نظافت فرموده و به مياه تقوا آن را طهارت نموده ، پس مركب روح در ساحات عوالم معنى به جولان درآورده و به تازيانه توجّه ، او را به جانب مقصود ، نهيب داده و بر اوج مراتب برآورده و كشتى فهم و وهم را در غرقاب تحيّر ، غرق گردانيده و قطره وجود مقيّد را به بحر وجود مطلق [٤] رسانيده .

نظم

خوشا سرى كه بود ذوق سرها ديدهبه چشم دل ، رخ اسرار آن سرا ديده بر آستان وفا هر دمى ز دشمن و دوستهزار محنت و ناكامى و جفا ديده به هر جفا كه كشيده به روزگار درازبراى دوست در آن شيوه وفا ديده به هر وفا كه نموده به زير تيغ جفاز روى دوست دو صد خلعت صفا ديده ميان ظلمت امكان و كثرت صورىنسيم صبح وصال [٥] از ره فنا ديده چو از رسوم مجازى فنا شده كلّىدرون زهر فنا شربت بقا ديده


[١] ف: + مرغوبات .[٢] م: هو .[٣] ف: گذاشته.[٤] ف: ـ مطلق .[٥] م: + تو .