هدية الخير - بهاء الدوله سيد حسن نوربخش - الصفحة ٢٣٨
و ضلالت گذراند و در طلب معصيت و غير طاعت خداى صرف كند و در ايقاد [١] نيران اسراف كه: «كلّ نفقة في غير طاعة اللّه فهو إسراف» ، [٢] مبالغه نمايد ، خواطف غيرت جبّارى و يد قهر حضرت بارى [٣] آن را از او انتزاع نمايد و در آبار احتياج ، او را پاى بند مزلّت سازند و نام او را در دفتر خاسران ، ثبت فرمايند [٤] و در كف كفايت او جز ياد حسرت ، چيزى نمانند و او را از زمره مطرودان شمرند كه «إنّ المبذّرين كانوا إخوان الشّياطين » . [٥] امّا كثرت ذكر خداوند عزّوجل ، كه واسطه محبّت و باعثه عنايت است ، در شأن ذاكر چنان [٦] است كه چون بنده از ياد هرچه غير حق است بيرون آيد و نار نفس امّاره را به نور كلمه توحيد «لا إله إلاّ اللّه » منطفى گرداند ؛ چنانچه به نفى ـ كه مضمون «لا إله» است ـ موادّ فاسده [٧] كه مقوّى و مربّى صفات نفس امّاره اند از خود دور سازد و هواى فضاى ميدان دل را كه محل بارگاه كبريا و مطلع آفتاب فردانيّت است از غبار حدوث پاك كند و به اثبات ـ كه مضمون «إلاّ اللّه » است ـ تحصيل صحّت دل از رذايل اخلاق نمايد و مركب همّت از مصايد زخارف كثرت در مقاصد مصارف [٨] وحدت [٩] راند و بر بوى [١٠] نسيم «يحبّهم » [١١] در ميادين محبّت [١٢] و ارادت ، جولان فرمايد و نهال توحيد را در رياض دل به تسقيه ذكر ، نضارت دهد و به سيف «الواحد يكفيك من الكلّ» [١٣] قطع مألوفات حسّى و محبوبات جسمى كند و همگى وجود خويش را بر [١٤] پرتو آفتاب احديّت در بوته شهود بگدازد ، باعثه رحمت حضرت ربوبيّت و سابقه الطاف جناب صمديّت ، باطن او را به نور معرفت ، منوّر سازد و خلعت عزّ و مغفرت در وى
[١] م: انقاد .[٢] در مآخذ حديثى نيافتيم .[٣] ف: ـ بارى .[٤] ف: ـ و در آبار ... فرمايند .[٥] سوره اسراء ، آيه ٢٧ .[٦] ف: عيان .[٧] ف: + و افكار زايده .[٨] ف: ـ مصارف .[٩] ف: وجدت .[١٠] ف: قوى .[١١] سوره مائده ، آيه ٥٤ .[١٢] ف: ـ محبت .[١٣] كنز العمّال ، ج ٣ ، ص ٢٣: «اعمل لوجه واحد يكفيك الوجوه كلّها» .[١٤] ف: ـ بر.