هدية الخير - بهاء الدوله سيد حسن نوربخش - الصفحة ٢٢٢
مراتب شكر ؛ چه اظهار حمد زبانى و اعمال اركانى ، تابع معرفت يقينى جنانى اند و آنچه بى حصول [١] سرّ يقين ظاهر گردد ، از كمال حقيقت شكر عارى بود و مراد از علم ، معرفت كشفى است كه اتمّ معارف است ؛ زيرا كه معرفت ذات واجب واهب ـ تقدّس و تعالى ـ به استدلال ؛ نزد اهل تحقيق و كمال ، محال مى نمايد ؛ چنانچه گفته اند:
نظم
زنهار به حجّت قياسىغرّه نشوى به حق شناسى فكيف كه دقايق ايقان به وجه منعميّت يا به ديگر صفتى از صفات كه لوازم ذات اند بدان حاصل گردد و شكر حقيقى تابع معرفت كشفى بدان سبب است كه لابد است مر تحقّق او [٢] را از ده تصديق يقينى ؛ اوّل تصديق به نفس وجود هستى ذات متعاليه منعم حقيقى ـ تقدّست أسماؤه ـ [٣] . دوم تصديق به اتّصاف او به تمامى صفات كماليه و تنزّه او از جميع رذايل نعوت خسيسه . سيوم [٤] تصديق به اتّصاف او به صفت منعميّت خاصّه . چهارم تصديق به تفرّد ذات واجب بدين صفات از روى حقيقت . پنجم تصديق به نعم ظاهر و باطن سابق و لاحق . ششم تصديق به ظهور سرّ عنايات [٥] به افاضه نعم در شأن منعم عليه ، بى سابقه عملى و خدمتى و وسيله استعداد رعايتى و مرحمتى . هفتم تصديق به عجز خويش از تحصيل نعم و عدم اختيار در وصول به
[١] م: ـ حصول .[٢] ف: امر .[٣] ف: ـ هستى ذات ... تقدست أسماؤه.[٤] ف: سيم .[٥] ف: عنايت .