نهج الذكر (ع-ف) - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٧٥
٩٢٠.الكافى ـ به نقل از حمزة بن محمّد ـ: به ابو الحسن (امام هادى عليه السلام ) نوشتم و در باره جسم و صورت [داشتن خداوند] ، از ايشان پرسيدم . ايشان نوشت : «پاكا آن كه چيزى همانندش نيست ، كه نه جسم است و نه صورت!» .
٧ / ١١
گوناگون
٩٢١.الكافى ـ به نقل از كثير بن كُلثُمه ، از امام باقر يا اما: [آن كلماتى كه آدم از خداوند فرا گرفت ، اينهاست كه] گفت : معبودى جز تو نيست . پاكى تو ـ اى خداوند ـ و سپاس ، تو را . من بد كردم و به خويش ستم نمودم . پس مرا بيامرز كه تو بهترينِ آمرزندگانى . معبودى جز تو نيست . پاكى تو ـ اى خداوند ـ و سپاس ، تو را . من بد كردم و به خويش ستم نمودم . پس مرا بيامرز و بر من مِهر آور كه تو مهربان ترينِ مهربانانى . معبودى جز تو نيست . پاكى تو ـ اى خداوند ـ و سپاس ، تو را . من بد كردم و به خويش ستم نمودم . پس توبه ام را بپذير كه تو توبه پذيرى مهربانى .
٩٢٢.الأمالى ، صدوق ـ به نقل از ابن عبّاس ، در حديثى كه در آن گفت : چ: اين سخن ابليس كافر ملعون ، بر عيسى عليه السلام گران آمد . پس عيسى عليه السلام گفت : «پاكا خدا به گنجايش آسمان ها و زمين هايش ، و به گستره كلماتش ، و به وزن عرشش ، و چندان كه خشنود شود!» . ابليس ـ كه خدايش لعنت كناد ـ چون اين سخن را شنيد ، راه خويش گرفت و بى خود از خود برفت تا در ژرفناى دريا (/ بحر اخضر) فرو افتاد .