نهج الذكر (ع-ف) - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٨٤
مانند : «الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِى لَمْ يَتَّخِذْ وَلَدًا وَ لَمْ يَكُن لَّهُ شَرِيكٌ» . [١] ٢ . ستايش خداوند متعال ، برآيند شناخت و معرفت اوست . از اين رو ، حقيقت حمد الهى و كمال آن ، ارتباط مستقيم با ميزان معرفت دارد . هر چه معرفت نسبت به جمال و كمال حق تعالى بيشتر شود ، ستايشِ ستايشگر ، كامل تر مى گردد . بنا بر اين ، كامل ترين و بهترين ستايشگرِ خداوند متعال ، خودِ اوست ؛ زيرا هيچ كس مانند او ، ذات اقدسش را نمى شناسد . از اين رو ، خداوند متعال ، نه تنها سزاوارترين ستايش شده است ، بلكه سزاوارترين ستايشگرِ خويش نيز هست ، چنان كه در دعا مى خوانيم : «يا خيرَ حامِدٍ و مَحمودٍ ؛ اى بهترين ستاينده و ستوده شده!» . [٢] ٣ . تفسير حمد به شكر و مفاهيمى مشابه آن در احاديث ، تفسير به اعم است . اين تفسير ، بى ترديد به اين معنا نيست كه خداوند را بدون در نظر گرفتن نعمت هايش نمى توان ستود . ٤ . مقصود احاديثى كه «حمد» را به «حقّ شكر» يا «تمام شكر» يا «وفاى شكر» تفسير كرده اند ، شكر زبانى است ، بدين معنا كه اگر كلمه «حمد» با معرفت بر زبان جارى گردد ، وظيفه زبان در شكرگزارى حقيقتا انجام شده است . بنا بر اين ، تفسيرِ ذكر شده ، ضرورت شكر عملى بر نعمت هاى الهى را كه در احاديث ديگر مورد تأكيد قرار گرفته است ، نفى نمى كند ؛ بلكه حمد صادقانه ، ايجاب مى نمايد كه حمد كننده ، عملاً نيز سپاس گزار نعمت هاى الهى باشد .
[١] اسراء ، آيه ١١١ .[٢] ر . ك : ص ١٩٩ (بهترين ستاينده و بهترين ستوده) .