نهج الذكر (ع-ف) - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٨٣
١٢١٩.الأمالى ، طوسى ـ به نقل از ابو مطر ـ: در كوفه بودم كه مردى بر من گذشت . گفتند : اين ، امير مؤمنان على بن ابى طالب است ـ كه درود خدا بر او باد ـ . من دنبال وى به راه افتادم . نزد خيّاطى ايستاد و پيراهنى به سه درهم از او خريد و آن را پوشيد و گفت : «ستايش ، خداى را كه برهنگى مرا پوشاند و جامه زيبا بر تن من كرد» . سپس فرمود : «پيامبر خدا هر گاه پيراهنى مى پوشيد ، اين گونه مى فرمود» .
٤ / ٢٥
هنگام نگاه كردن در آينه
١٢٢٠.الشكر ـ به نقل از اَ نَس ـ: پيامبر خدا هر گاه چهره خود را در آينه مى ديد ، مى فرمود : «سپاس ، خداى را كه مرا درست و به اندام آفريد ، و چهره ام را خوش و نيكو گردانيد ، و از مسلمانان قرارم داد» .
١٢٢١.امام على عليه السلام : هر گاه كسى از شما در آينه نگريست ، بگويد : «سپاس ، خداى را كه مرا آفريد و خوش آفريد ، و مرا صورت بخشيد و نيكو صورتم بخشيد ، و آنچه را در غير من زشت داشت ، در من زيبا داشت ، و مرا به اسلام مفتخر كرد» .
٤ / ٢٦
هنگام قضاى حاجت
١٢٢٢.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : هر گاه يكى از شما از مستراح بيرون آمد ، بگويد : «سپاس و ستايش ، خداى را كه آنچه را مايه آزار و زيان من است ، از من خارج ساخت ، و آنچه را به سود من است ، در بدنم نگه داشت» .