نهج الذكر (ع-ف) - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٥٦
حمد مى كنند . اين است معناى اين سخن خداوند كه : «وَ إِن مِّن شَىْ ءٍ إِلَا يُسَبِّحُ بِحَمْدِهِ ؛ هيچ چيزى نيست ، مگر آن كه او را تسبيح و حمد مى گويد» ... . و اين خود ، بهترين گواه است بر اين كه مراد از تسبيح در آيه ، صِرف دلالت كردن موجودات به نفى شريك و جهات نقص از خداوند متعال نيست ؛ زيرا اين خطاب كه : «وَ لَـكِن لَا تَفْقَهُونَ تَسْبِيحَهُمْ ؛ ليكن شما تسبيح آنها را نمى فهميد» ، يا خطاب به مشركان است و يا به همه مردم ، اعم از مؤمن و مشرك ، در حالى كه مشركان هم ، به هر حال ، دلالت اشيا بر سازنده شان را مى فهمند ، در صورتى كه اين آيه مى گويد نمى فهمند و فهميدن را از آنها نفى مى كند. نبايد به اين سخن بعضى ها گوش داد كه مى گويند : خطاب به مشركان است ؛ چون به خاطر تدبّر نكردن آنها در آيات و كمتر بهره مند شدنشان از آنها فهمشان به منزله عدم فرض شده است . همچنين نبايد به اين ادّعا اعتنا كرد كه مى گويد : چون مشركان برخى از مقصودهاى تسبيح را نمى فهميدند ، از باب غلبه ، به منزله كسانى تلقّى شده اند كه تمام آن را نمى فهمند. به اين ادّعا نبايد توجّه كرد ؛ زيرا وجود فهم را عدمْ فرض كردن يا بعض را همه قرار دادن ، با مقام احتجاج سازگار نيست ، در حالى كه خداوند سبحان در آيه قبلى ، مشركان را مخاطب قرار داده كه به حجّتش در باره تنزيه توجّه كنند و انگهى ، كلام خداوند متعال ، اين نوع مسامحه از باب تغليب و مانند آن را بر نمى تابد ... . پس ، حقيقت آن است كه تسبيحى كه آيه شريف ، آن را براى هر موجودى ثابت مى داند ، تسبيح به معناى حقيقى آن است . در كلام خداوند متعال به تكرار ، اين معنا براى آسمان ها و زمين و هر موجودى كه در آسمان ها و زمين است ، اثبات شده است و در اين ميان ، مواردى وجود دارد كه جز تسبيح حقيقى را بر