نهج الذكر (ع-ف) - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٩٣
٩٤٠.امام على عليه السلام : فاطمه عليهاالسلام از رنجى كه بر اثر دستاس كردن به او رسيده بود ، شِكوه كرد . در اين ميان ، شمارى اسير نزد پيامبر صلى الله عليه و آله آوردند . فاطمه نزد ايشان رفت ؛ امّا ايشان را نيافت . عايشه را ديد و داستان را به او گفت . پيامبر صلى الله عليه و آله كه آمد ، عايشه آمدن فاطمه عليهاالسلام را به اطّلاع ايشان رساند . ما در بسترِ خواب بوديم كه پيامبر صلى الله عليه و آله نزد ما آمد . خواستم از جا بلند شوم كه فرمود : «بلند نشويد» . ايشان در ميان ما نشست ، به طورى كه خنكى پاهايش را بر سينه خود حس كردم ، و فرمود : «آيا شما دو تن را چيزى نياموزم كه از آنچه از من خواستيد ، بهتر است؟ هر گاه به بستر خود رفتيد ، سى و چهار مرتبه اللّه أكبر بگوييد و سى و سه مرتبه سبحان اللّه و سى و سه مرتبه الحمد للّه . اين براى شما بهتر از هر خدمتكارى است» .