نهج الذكر (ع-ف) - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٩١
٩٣٧.امام صادق عليه السلام : گفتن تسبيحات فاطمه عليهاالسلام در هر روز پس از هر نمازى ، نزد من محبوب تر از خواندن هزار ركعت نماز در هر روز است .
٩٣٨.مشكاة الأنوار : مردى بر امام صادق عليه السلام در آمد و ايشان با او سخن گفت ؛ امّا او سخن امام صادق عليه السلام را نشنيد و از سنگينى گوش هايش به امام عليه السلام شكايت كرد . [امام عليه السلام ]فرمود: «چرا تسبيحات فاطمه عليهاالسلام را نمى خوانى؟» . مرد گفت : فدايت شوم ! تسبيحات فاطمه چيست؟ فرمود : «سى و چهار مرتبه اللّه أكبر مى گويى ، سى و سه مرتبه الحمد للّه و سى و سه مرتبه سبحان اللّه ، كه مجموعا مى شود صد تا» . آن مرد گفت : مدّت كوتاهى كه اين كار را انجام دادم ، سنگينى گوشم از بين رفت .
٨ / ٢
آغاز تشريع تسبيحات فاطمه عليهاالسلام
٩٣٩.امام على عليه السلام ـ به مردى از بنى سعد ـ: آيا از خودم و از فاطمه زهرا برايت نگويم؟ زمانى كه فاطمه عليهاالسلام در خانه من بود ، آن قدر با مشكْ آب كشيد كه بر سينه اش رد انداخت ، و چندان دستاس كرد كه دستانش تاول زد ، و از بس خانه را جارو كرد ، جامه هايش گردآلود شده بود ، و چندان ديگدان برافروخت كه لباس هايش سياه شده بود . و از اين كارها رنج و گزند شديدى به او رسيد . من به او گفتم : كاش نزد پدر خويش شوى و از او خدمتكارى بخواهى تا از رنج اين همه كار بياسايى ! او نزد پيامبر صلى الله عليه و آله رفت . ديد عدّه اى خدمت ايشان نشسته اند و گفتگو مى كنند . شرم كرد و برگشت . پيامبر صلى الله عليه و آله دانست كه او براى كارى آمده است . صبح روز بعد ، نزد ما آمد ... . سپس فرمود : «اى فاطمه ! ديروز تو را با محمّد چه كار بود؟» . من گفتم : اى پيامبر خدا ! من به شما مى گويم . او از بس با مشكْ آب كشيده ، بر سينه اش رد انداخته است و از بس دستاسْ چرخانده ، دستانش تاول زده است و از بس خانه جارو كرده ، جامه هايش گردآلود گشته و از بس زير ديگْ آتش افروخته ، جامه هايش سياه شده است . من به او گفتم : كاش نزد پدر خويش شَوى و از او خدمتكارى بخواهى تا از رنج اين همه كار ، بياسايى! پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود : «مى خواهيد چيزى به شما بياموزم كه از خدمتكار برايتان بهتر است؟ هر گاه به بستر خواب رفتيد ، سى و چهار اللّه أكبر بگوييد و سى و سه سبحان اللّه و سى و سه الحمد للّه » .