نهج الذكر (ع-ف) - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٨٩
١٣٨٩.امام زين العابدين عليه السلام : حجّت تو ، بزرگ تر از آن است كه همه اش به وصف درآيد . عظمتت برتر از آن است كه گوهرش [شناخته و] تعريف شود . نعمتت بسيارتر از آن است كه سراسر شماره شود . نيكى هايت فزون تر از آن است كه حتى بر كمترينش ، سپاست توان گفت. خاموشى مى گزينم ؛ چرا كه از ستايش تو ناتوانم ، و زبان بر مى بندم ؛ از آن روى كه از تمجيد تو عاجزم . معبود من! نهايت كوشش من ، اعتراف به درماندگى است ؛ نه آن كه نخواهم ، بلكه چون نمى توانم . اينك آهنگ درگاه تو كرده ام و از تو هديه اى خوب مى خواهم .
١٣٩٠.امام زين العابدين عليه السلام : «تو را بر بلايت ستايش ، و بر نعمت هايت سپاس!» ؛ چرا كه زبان ها در وصف او الكن اند ، و بدن ها از گزاردنِ شكر او ناتوان اند .
١٣٩١.امام زين العابدين عليه السلام : ستايش ، خدايى را كه مى خوانمش و او پاسخم مى دهد ؛ با آن كه هر گاه او مرا مى خواند ، دير پاسخش مى دهم . ستايش ، خدايى را كه از او درخواست مى كنم و او به من عطا مى كند ؛ با آن كه چون او از من قرض مى خواهد ، من بخل مى ورزم . ستايش ، خدايى را كه هر گاه بخواهم ، او را براى حاجتم مى خوانم و هر گاه بخواهم ، براى راز خويش ، بدون واسطه با او خلوت مى كنم و او حاجتم را بر مى آورد. ستايش ، خدايى را كه غير او را نمى خوانم ، كه اگر غير او را بخوانم ، پاسخم نمى دهد . ستايش ، خدايى را كه به غير او اميد نمى بندم ، كه اگر به غير او اميد ببندم ، اميدم را نااميد مى كند . ستايش ، خدايى را كه مرا به خودش واگذار كرد و گرامى ام داشت ، و به مردم واگذارم نكرد كه آنها خوارم دارند . ستايش ، خدايى را كه با من دوستى ورزيد ، با آن كه از من بى نياز است . ستايش ، خدايى را كه چندان از من گذشت مى كند كه گويى مرا هيچ گناهى نيست . پس پروردگار من ، ستوده ترين موجود در نزد من و سزاوارترين كس به ستايش من است.