نهج الذكر (ع-ف) - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٣٧
١٣١١.امام على عليه السلام : ستايش ، خداى را كه در نزد او فراموش ناشده نبوده ام. ستايش ، خداى را كه نام مرا نزد خود ، در دفتر نيكان نگاشت ، و ستايش ، خداى شكوهمند ارجمند را.
١٣١٢.امام على عليه السلام : ستايش ، خداى را كه هيچ حالتى از او ، بر حالت ديگرش پيشى نداشته است ، آن سان كه مثلاً آغاز بودنش بر وا پس بودنش پيشى داشته باشد و آشكار بودنش بر نهان بودنش.
١٣١٣.امام على عليه السلام : ستايش ، خداى را كه مرتكبان نافرمانى او نيز از لطفش بى بهره نيستند ، و كوشندگان در طاعتش كوچك ترين نعمت او را جبران نتوانند كرد ؛ توانگرى كه روزى اش را [حتّى] از مُنكِرانش دريغ نمى ورزد ، و دَهِش هاى او ، از روزى هاى خلقش چيزى نمى كاهد .
١٣١٤.امام على عليه السلام : ستايش ، خداى را كه وهم ها را از رسيدن جز به هستى اش [١] باز داشته ، و خِردها را از تخيّل كردن در ذاتش در پرده داشته است ؛ زيرا خردها نتوانند براى او همانند و همشكلى بيابند ؛ بلكه او كسى است كه در ذاتش تفاوتى نيست ، و كمالاتش تجزيه عددى نمى پذيرند ... . او را مى ستاييم با آن ستايشى كه از خَلق خويش پسنديده ، و پذيرش آن را بر خود ، واجب ساخته است .
١٣١٥.امام على عليه السلام : ستايش ، خداى را كه دوست خود را يارى داد و دشمنش را وا نهاد ، و راستگوى بر حق را عزّت بخشيد و دروغگوى باطل گرا را خوار ساخت.
[١] همين قدر مى دانند كه او هست ؛ امّا ذات او و چند و چونش را هرگز درنمى يابند.