نهج الذكر (ع-ف) - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٠١
١٠٦١.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ـ در دعاى «جوشن كبير» ـ: بار خدايا ! از تو درخواست مى كنم به حقّ نامت ، اى يگانه ، اى يكتا ، اى گواه ، اى بزرگوار ، اى ستاينده !
١٠٦٢.امام على عليه السلام : خداوند ـ كه ستايشش باد ـ، ستايش را براى خويش ، آغاز كرد و كارِ دنيا و سراى آخرت را با ستايش خويش ، پايان بخشيد و فرمود : «و ميان ايشان ، به درستى داورى گرديد و گفته شد : ستايش ، خداى را كه پروردگار جهانيان است» .
١٠٦٣.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : خداى متعال ، ستمكار را چندان مهلت مى دهد كه مى گويد : «با من ، كارى ندارد» ، سپس چون او را كيفر دهد ، كيفرى سخت مى دهد ... . خداى متعال ، آن گاه كه ستمكاران را نابود گردانَد ، خويشتن را ستايش مى گويد . فرموده است : «پس ريشه آن گروهى كه ستم كردند ، بركَنْده شد . و ستايش ، خداى را كه پروردگار جهانيان است» .
١٠٦٤.امام صادق عليه السلام : هر كه بقاى ستمگران را دوست بدارد ، در واقع ، دوست داشته كه خداوند ، نافرمانى شود ؛ [چرا كه ]خداى متعال ، خويشتن را بر نابود كردن ستمگران ، ستايش گفته و فرموده است : «پس ريشه آن گروهى كه ستم كردند ، بركَنْده شد . و ستايش ، خداى را كه پروردگار جهانيان است» .
١٠٦٥.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ـ در پاسخ مردى يهودى كه از ايشان ، در باره تفسير: سخن خداوند : «ستايش ، خداى را» ، چون مى دانست كه بندگان ، شكر نعمت هاى او را به جا نمى آورند ، لذا پيش از آن كه آنان او را ستايش گويند ، خود خويشتن را ستايش گفت ، و اين ، آغازِ گفتار است . اگر اين ستايش نبود ، خداوند به هيچ كس نعمتش را ارزانى نمى داشت .