نهج الذكر (ع-ف) - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٨٢
(نكوهش) دلالت دارد . گفته مى شود : «حَمَدتُ فلاناً أحمَدُه» ، و «رَجلٌ محمود و محمّد» ، يعنى كسى كه صفات و خصلت هاى پسنديده فراوان دارد ... و به همين دليلى كه ذكر كرديم ، پيامبر ما «محمّد» ناميده شده است . [١] برخى از لغت شناسان در مقام فرق ميان «حمد» و «مدح» گفته اند كه حمد ، اخصّ از مدح است ؛ زيرا مدح ، مربوط به صفت جميل اختيارى و غير اختيارى مى شود ؛ ولى حمد ، تنها مربوط به صفت جميل اختيارى است . [٢] راغب اصفهانى ، در تبيين تفاوت ميان حمد و مدح و شكر مى گويد : حمد كردن خداوند متعال به معناى ثنا گفتن و ستودن او به فضيلت است . حمد ، اخصّ از مدح و اعم از شكر است ؛ چون در باره اعمال و رفتار نيكى كه به اختيار از انسان سر مى زند و براى صفات و خصالى كه در او نهاده شده است ، كلمه مدح به كار مى رود . براى مثال ، انسان به خاطر قامت بلند و زيبايى چهره اش مدح مى شود ، چنان كه براى بخشندگى و سخاوت و دانش ، مدح مى گردد ، در صورتى كه حمد ، مربوط به دومى مى شود ، نه اوّلى ، و شكر هم جز در برابر نعمت ، گفته نمى شود . پس هر شكرى حمد است ؛ ولى هر حمدى شكر نيست . نيز هر حمدى مدح است ، امّا هر مدحى حمد نيست . [٣] گفتنى است كه در باره وجود فرق ميان معناى حمد و مدح ، اتّفاق نظر وجود ندارد . علاقه مندان به پژوهش در اين زمينه ، مى توانند به منابع لغت و تفسير ، مراجعه نمايند . [٤]
[١] معجم مقاييس اللغة : ج ٢ ص ١٠٠ .[٢] ر. ك : الصحاح : ج ٢ ص ٤٦٦ .[٣] مفردات ألفاظ القرآن : ص ٢٥٦ .[٤] ر. ك : معجم الفروق اللغويّة : ص ٢٠١ ـ ٢٠٣ ، تفسير الكشّاف : ج ١ ص ٥ ، تفسير الفخر الرازى : ج ١٢ ص ١٥٠ .