دانشنامه قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١١٩
٣ / ٣
قطب جامعه
٤٠.امام على عليه السلام ـ هنگامى كه مردم را گِرد آورد و آنان را به جهاد بر انگيخت؛ امّا مدّتى طولانى ، سكوت اختيار كردند [و چيزى نمى گفتند] ـ :من [براى حكومت ، به مثابه ]قطب آسيا هستم و [سنگ] آسيا[ى حكومت] ، بر محور من مى چرخد ، در حالى كه من بر جاى خود استوارم. پس اگر از جاى خود جدا شوم [و كوفه را ترك كرده ، به ميدان جنگ بروم] ، گردش آسيا بر هم مى خورد و سنگ زيرين آن ، لرزان مى شود.
٤١.امام على عليه السلام ـ در «خطبه شِقشِقيّه» ـ :هان! به خدا سوگند كه فلانى (ابو بكر) ، جامه خلافت را در پوشيد ، حال آن كه مى دانست جايگاه من در آن (حكومت) ، چونان جايگاه قطب [و ستون آهنى] نسبت به آسياست. سيلاب [ـِ علوم و معارف] ، از من سرازير است، و پرنده ، به اوج [عظمت ]من نمى رسد.
٤٢.امام على عليه السلام : من و يارانم ، نه شرقى هستيم و نه غربى! ما، خود، محور قطب و نشانه هاى فلك هستيم.