دانشنامه ميزان الحكمه - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٨٩
فصل يكم : شناخت بخل و زُفتى
١ / ١
معناى بخل و زُفتى
الف ـ ضدّ سخاوتمندى
٥٧٤٢.امام صادق عليه السلام ـ در بيان لشكريان خِرد ـ: ... و [ از ديگر لشكريان خِرد ، ]بخشندگى است كه ضدّ آن ، بخل است.
ب ـ افزون بر ميانه روى
٥٧٤٣.امام عسكرى عليه السلام : براى سخاوتمندى ، اندازه اى است كه اگر از آن فزون تر شود ، آن ، زياده روى است ؛ و براى دورانديشى ، اندازه اى است كه اگر از آن فزون تر شود ، آن ، ترسويى است ؛ و براى ميانه روى ، اندازه اى است كه اگر از آن فزون تر شود ، آن ، بخل است.
٥٧٤٤.امام على عليه السلام ـ در حكمت هاى منسوب به ايشان ـ: فرق بين ميانه روى با بخل ، اين است كه: در ميانه روى، انسان آنچه را در دستش دارد ، نگه مى دارد ، چون نمى خواهد با درخواست كردن، آزادى و آبروى خويش را از بين ببرد. بنا بر اين ، به جا خرج مى كند و در برابر آنچه ضرورتى ندارد (نيازهاى غيرضرور) ، شكيبايى مى ورزد و اندكْ احسانش را با گشاده رويىِ بسيار ، همراه مى كند و در دوستى كردن زياده روى نمى كند ؛ زيرا مى ترسد كه دارايى اش به كلّى از بين برود. امّا بخيل، احسانى را كه به او مى شود ، جبران نمى كند و به كسى كه سزاوارِ عطاى بسيار است ، حتّى اندك هم عطا نمى كند و براى [رفع] اندكْ گرفتارى خود ، خوارى بسيار را به جان مى خرد.