دانشنامه ميزان الحكمه - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٦١
را بدعت نشمرده اند ، هر چند ممكن است آن را مانند محقّق حلّى ، به دليل آن كه پيامبر صلى الله عليه و آله بدان مبادرت نكرده و به آن فرمان نداده است و يا به دليل شباهتش به بدعت ، مكروه بدانيم ؛ زيرا انتخاب اذان كه شعارى مقدّس و عبادتى فرود آمده از آسمان و به اصطلاح اصوليان ، شكل و جايگاه آن ، توقيفى و به دستِ شارع است ، براى امرى عادى و معمول ، خلاف سيره پيامبر صلى الله عليه و آله و خلفاى پيش از عثمان است . از اين رو ، برخى فقيهان اهل سنّت ، مانند شافعى نيز آن را نپسنديده اند . [١] در برابر اين قول ، بيشتر فقيهان شيعه ، اذان سوم را بدعت شمرده اند و برخى از آنان ، به حديث حَفْص بن غياث از امام جعفر صادق عليه السلام استناد كرده اند كه فرمود : الأَذانُ الثّالِثُ يَومَ الجُمُعَةِ بِدعَةٌ . [٢] اذان سوم در روز جمعه ، بدعت است . آنان ، همچنين سخن ابن عمر را كه گفته است : «الأذان الأوّل يوم الجمعة بدعة» [٣] و نيز قول حسن را كه گفته : «النّداء الأوّل يوم الجُمُعة الّذى يكون عند خروج الإمام و الّذى قبل ذلك مُحدَثٌ» [٤] را به عنوان دليل هاى خود ، ذكر كرده اند . در اين دليل ها ، خدشه هايى نيز وارد شده است . برخى ، سند حديث حَفْص را ضعيف دانسته اند و جابر بودن عمل مشهور را به طور كلّى ، مقبول نمى شِمُرند و يا متن آن را مُجمل دانسته و مقصود آن را حدّاقل به گونه احتمالى ، اذان نماز
[١] تذكرة الفقهاء : ج ٤ ص ١٠٦ ، الاُمّ : ج ١ ص ٢٢٤ . نيز ، ر . ك : الاعتصام ، شاطبى : ج ٢ ص ١٦ .[٢] الكافى : ج ٣ ص ٤٢٢ ح ٥ ، تهذيب الأحكام : ج ٣ ص ١٩ ح ٦٧ .[٣] المصنف ، ابن ابى شيبة : ج ٢ ص ٤٨ ح ٣ . مقصود ، اوّلين اذان بر حَسَب زمان است .[٤] المصنف ، ابن ابى شيبة : ج ٢ ص ٤٨ ح ١ .