دانشنامه ميزان الحكمه - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٨١
از وى ، كسى است كه نه تنها نسبت به ديگران ، بلكه نسبت به خودش نيز بخل مى ورزد و حرص در انباشتن ثروت ، نمى گذارد كه مالش را حتى براى رفع نيازهاى شخصى خود ، مصرف نمايد .
٣ . گونه هاى بخل
در روايات اسلامى ، بخل ، به امور اقتصادى اختصاص ندارد ؛ بلكه امورى مانند كتمانِ دانش هايى كه براى مردم مفيدند ، خوددارى از سلام كردن به ديگران و سستى در درود فرستادن بر پيامبر صلى الله عليه و آله نيز «بخل» دانسته شده است . اين روايات ، مؤيّد نظريه كسانى است كه در تعريف بخل گفته اند : بخل ، منع چيزى است كه منع آن ، فايده اى و بذل آن ، زيانى ندارد . [١]
٤ . بدترين گونه هاى بخل
بخل ، مراتبى دارد كه شدّت و ضعف آن ، مرتبط با شخص بخيل و چيزى است كه امساك مى نمايد . بنا بر اين ، هر چه موقعيت بخيل ، والاتر باشد و امساك نكردن از چيزى كه نسبت به آن بخل مى ورزد ، ضرورتر باشد ، زشتىِ بخل ، افزون تر مى گردد . از اين رو ، در روايات ، بخل ثروتمندان و كسانى كه داراى موقعيت هاى مهمّ اجتماعى هستند ، زشت تر از ديگران ، شمرده شده است . [٢] همچنين ، بخل در پرداخت حقوق واجب مالى به افراد مستحق ، از قبيح ترين انواع بخل است . [٣]
٥ . گستره بخل در اصطلاح شريعت
بسيارى از مفسّران ، براى بخل ، اصطلاحى شرعى قائل شده اند كه محدوده آن ،
[١] دائرة المعارف قرآن كريم : ج ٥ ص ٣٦٩ (به نقل از : التعريفات : ص ٦٢) .[٢] ر . ك : ص ١١١ (بخل ورزيدن بزرگان) .[٣] ر . ك : ص ١٠٧ (بخل ورزيدن از پرداخت واجبات مالى) .