دانشنامه ميزان الحكمه - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٣٦
با و دال و عين (بدع) ، داراى دو اصل است : يكى ، شروع به چيزى و ساختن آن ، بدون داشتن نمونه است ؛ و دوم ، انقطاع و سستى است . بنا بر اين ، مادّه «بدع» ، از لحاظ لغوى ، به هر نوآورى اى اطلاق مى گردد ، همين طور است واژه «بدعت» ، [١] خواه مربوط به مسائل دينى باشد و خواه غير دينى .
بدعت ، در قرآن
در قرآن كريم ، واژه «بدع» و مشتقّات آن ، چهار بار به كار رفته است : دوبار به صورت «بديع» ، [٢] به معناى مُبدع در مورد خداوند متعال ، و يك بار با واژه «بِدع» [٣] در باره پيامبر صلى الله عليه و آله ، و يك بار با واژه «ابتداع» [٤] در مورد نصارا ، استعمال شده است . گفتنى است كه در سه مورد نخست ، معناى لغوى بدعت ، مراد است ؛ امّا در مورد چهارم ، يعنى آيه ٢٧ سوره حديد ، دو نظر وجود دارد : يكى اين كه در بدعتِ اصطلاحى و محرَّم ، استعمال شده است ؛ [٥] و نظر ديگر اين كه در معناى لغوى بدعت ، به كار رفته است . [٦] ليكن آيات مختلفى ، بر اين معنا تأكيد دارند كه احكام و قواعد دين ، توقيفى هستند و بايد از سوى خداوند متعال ، مشخّص شوند و هيچ كس حق ندارد آنها را تغيير دهد يا كم و زياد كند ، و هر گونه نوآورى در اصول و يا فروع دين ،
[١] لسان العرب : ج ٨ ص ٦ «بدع» .[٢] «بَدِيعُ السَّمَـوَ تِ وَ الْأَرْضِ ؛ نوپديد آورنده آسمان ها و زمين است» (بقره : آيه ١١٧ ، انعام : آيه ١٠١) .[٣] «قُلْ مَا كُنتُ بِدْعًا مِّنَ الرُّسُلِ ؛ بگو : من ، نوآمده اى از پيامبران نيستم» (احقاف : آيه ٩) .[٤] «وَ رَهْبَانِيَّةً ابْتَدَعُوهَا ؛ ورهبانيتى (گوشه گيرى اى) كه از پيش خود در آوردند» (حديد : آيه ٢٧) .[٥] ر . ك : تفسير ابن كثير : ج ٤ ص ٣٣٨ ، البدعة ، مفهومها ، حدّها ، آثارها : ص ١٣ و ٣٣ .[٦] ر . ك : الميزان فى تفسير القرآن : ج ١٩ ص ١٧٣ .