دانشنامه ميزان الحكمه - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٨٧
كرامت و بزرگوارى نفس نيز در پيشگيرى از صفت بخل ، نقشى اساسى دارد . ممكن است كسى مؤمن نباشد ، ولى سيادت و شرافتِ ذاتى ، او را به سخاوت و گشاده دستى وا دارد ، چنان كه در حديثى نبوى آمده است : إنَّ السَّيِّدَ لا يَكونُ بَخيلاً . [١] سَرور ( / رئيس) ، بخيل نيست . در كنار تقويت ايمان و كرامت نفس ، دعا و استمداد از خداوند متعال نيز براى پيشگيرى از اين صفت رذيله ، مؤثّر است . لذا در روايات متعدّدى ، از پيشوايان اسلام گزارش شده كه آنان براى مصون ماندن از بخل ، به خداوند منّان ، پناه برده و از او استمداد كرده اند و بدين سان ، اهمّيت دعا و نقش آن را در زندگى ، به پيروان خود ، يادآورى نموده اند . [٢]
٩ . بُخل نيكو!
پيش از اين ، اشاره كرديم كه بخل و شُحّ در متون اسلامى ، در معناى لغوى شان به كار رفته است و لذا اين واژه ها ، نه تنها در مفاهيم ضدّ ارزشى و امساك هايى كه عقل آن را ناپسند مى داند ، كاربرد دارند ؛ بلكه در مفاهيم ارزشى و اِمساك هايى كه از نظر عقل ، پسنديده است نيز به كار رفته است ؛ مانند : بخل در ديندارى ، بخل در رازدارى ، بخل در صرف بيهوده عمر و مال . گفتنى است كه واژه هاى بخل و شح ، در قرآن كريم ، مفهوم ارزشى ندارند ؛ امّا در حديث ، موارد متعدّدى وجود دارد كه اين واژه ها ، در مفاهيم ارزشى ، استعمال شده اند .
[١] ر . ك : ص ٢٢٠ ح ٦٠٥٠ .[٢] ر . ك : ص ٢٢٣ (عوامل بازدارنده بخل / يارى خواستن از خدا) .