دانشنامه ميزان الحكمه - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٨٠
و در روايتى ديگر از امام عسكرى عليه السلام آمده است : إنَّ ... لِلاِقتِصادِ مِقدارا فَإِن زادَ عَلَيهِ فَهُوَ بُخلٌ . [١] براى ميانه روى ، اندازه اى است كه اگر از آن فزون تر شود ، آن ، بخل است. اين سخن ، بدين معناست كه امساك در حدّ اعتدال ، عقلاً و شرعا ، نكوهيده نيست و بخل ، شمرده نمى شود . بر اين اساس ، بخل ، دو نوع ضد دارد : يكى ، ضدّى كه ارزش محسوب مى شود و آن ، انفاق در حدّ اعتدال و مشروع است كه سخا ، جود و كَرَم ، دانسته مى شود و بالاترين مراتب آن ، ايثار است . ديگرى ، انفاقِ خارج از حدّ اعتدال و مشروع است كه اسراف و تبذير ، شمرده مى گردد . بنا بر اين ، آنچه به شمارى از اخلاق پژوهان نسبت داده شده كه بخل ، ضدّ سخا و جود و كَرَم نيست ؛ بلكه ضدّ اسراف است ، [٢] صحيح به نظر نمى رسد . و امّا واژه «شُحّ» در روايات ، گاه با بخل ، يكسان دانسته شده ، [٣] و گاه براى مراتب بالاى بخل ، به كار رفته است . [٤]
٢ . مراتب «بخل»
بخل ، مراتبى دارد كه پايين ترين مراتب آن ، اِمساك در چيزى است كه مورد نيازِ بخيل نيست و براى او سودى ندارد . بالاتر از آن ، بخل نسبت به چيزى است كه در تملّك بخيل نيست ؛ يعنى نه تنها از دادن مال خود به ديگران امتناع مى ورزد ؛ بلكه مايل نيست كه ديگرى نيز به شخص ديگرى ، چيزى ببخشد! و خسيس تر
[١] ر . ك : ص ٨٨ ح ٥٧٤٣ .[٢] ر.ك : دائرة المعارف قرآن كريم : ج ٥ ص ٣٦٩، دانش نامه جهان اسلام : ج ٣ ص ٤٤٢ .[٣] ر . ك : ص ٩٢ ح ٥٧٤٧ و ٥٧٥٦ و ٥٧٥٧ و٥٧٥٩ و ٥٧٦١ و...[٤] ر . ك : ص ٩١ (زفتى، شديدتر از بخل است) .