دانشنامه ميزان الحكمه - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٧٨
جاها بايد مصرف شود] . مقابل آن ، بخشش است . و امّا «شُحّ» ، به معناى بخل شديد و بازداشتن همراه با حرص ، تفسير شده است ، چنان كه ابن فارِس مى گويد : الشين والحاء ، الأَصلُ فيهِ المَنعُ ، ثُمَّ يَكونُ مَنعا مَعَ حِرصٍ . مِن ذلِكَ الشُّحُّ وهُوَ البُخلُ مَعَ حِرصٍ . [١] شين و حا (شحّ) ، اصل در اين واژه ، بازداشتن است ، و بعدها در بازداشتن همراه با حرص ، به كار برده شده است . از همين روست كه شُحّ ، همان بخل آزمندانه است . نيز راغب مى گويد : الشُّحُّ : بُخلٌ مَعَ حِرصٍ ، وذلِكَ فيما كانَ عادَةً . [٢] شُحّ ، بخل همراه با حرص است ، و اين ، در جايى است كه عادت شده باشد . ابن اثير نيز مى گويد : الشُّحُّ : أشَدُّ البُخلِ ، وهُوَ أبلَغُ ؛ فِي المَنعِ مِنَ البُخلِ . [٣] شُح ، بخل شديد است و در خوددارى [از بخشيدن] ، رساتر از بخل است . شيخ طوسى ، اصل و حقيقت «بُخل» را دشوارى در بخشش مى داند . [٤] گفتنى است كه به دليل نزديك بودن معناى لغوى «بخل» و «شُح» ، و كاربرد مشابه آنها در قرآن و حديث ، مطالب مربوط به آنها در اين جا با هم مطرح مى گردند .
[١] معجم مقاييس اللغة : ج ٣ ص ١٧٨ «بخل» .[٢] مفردات ألفاظ القرآن : ص ٤٤٦ «بخل» .[٣] النهاية : ج ٢ ص ٤٤٨ «بخل» .[٤] التبيان فى تفسير القرآن : ج ٣ ص ١٩٦ ، مجمع البيان : ج ٣ ص ٧٣ .