دانشنامه ميزان الحكمه - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٨٢
تنگ تر از معناى لغوى آن است . آنچه در بيان اين اصطلاح و تعيين محدوده آن ، مشهورتر است ، آن كه بخل ، پرداخت نكردن واجبات مالى اى مانند زكات است . [١] بر اساس اين تعريف ، اگر كسى حقوقى را كه بر وى واجب است ، ادا كند ، بخيل ناميده نمى شود ؛ [٢] امّا با تأمّل در رواياتى كه در معناى «بخل» و «شُح» ، وارد شده است و مراتب و اقسام بخل اقتصادى و غير اقتصادى و زشت ترين انواع بخل را بيان مى كنند ، همچنين آيات و رواياتى كه در نكوهش بخل ، خاستگاه ، زيان ها و موانع آن آمده ، مى توان گفت كه بخل در متون مورد اشاره ، اصطلاحى شرعى نيست ؛ بلكه به همان معناى لغوى و عرفى اش به كار رفته است ؛ ليكن علماى اسلام ، در مقام تطبيق اين واژه بر مفاهيم و موضوعات شرعى ، بخل را در عناوين احكامى همچون : واجب ، مستحب و غير آن ، قابل تقسيم مى بينند .
٦ . خاستگاه هاى بخل
در متون اسلامى ، گاه جهل به عنوان خاستگاه بخل معرّفى شده ، گاه بيمارى هاى روانى و ناتوانى ، گاه وسوسه ها در القاى پديد آمدن فقر در صورت انفاق ، گاه كفر ، گاه نفاق ، و گاه بدگمانى به وعده هاى الهى . [٣] شايان ذكر اين است كه اين عوامل با هم منافاتى ندارند و همه آنها در كنار هم نيز مى توانند خاستگاه رويش صفت ناپسند بخل و شحّ در انسان باشند . همچنين امورى مانند كفر و نفاق ـ همان طور كه زمينه ساز بخل اند ـ ، مى توانند
[١] دائرة المعارف قرآن كريم : ج ٥ ص ٣٦٨ (به نقل از : التبيان في تفسير القرآن : ج ٥ ص ٢٦٤ و ج ٩ ص ٥٦٦ ، مجمع البيان : ج ٥ ص ٩٢) .[٢] همان جا (به نقل از الفروق اللّغوية : ص ٢٩٥ ، إحياء العلوم ، ج ٣ ص ٢٥٩) .[٣] ر . ك : ص ١٤٣ (ريشه هاى بخل) .