دانشنامه ميزان الحكمه - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٧٥
١٠ / ٣
سامرى [١]
قرآن:
«و قوم موسى ، پس از [عزيمت] او ، از زيورهاى خود ، تنديس گوساله اى را براى خويش ساختند كه صداى گاو داشت. آيا نديدند كه آن گوساله ، با ايشان سخن نمى گويد و راهى بدانها نمى نمايد؟ ! آن را [ به پرستش ] گرفتند ، و از ستمكاران بودند».
حديث
٦٢٢٦.الخصال ـ به نقل از حسين بن خالد ، از امام رضا عليه السلا: كسانى كه قوم موسى عليه السلام را به پرستش گوساله فرا خواندند ، پنج تن بودند و همه آنها از يك خانواده بودند و بر يك خوان ، غذا مى خوردند . آنان ، عبارت بودند از : اَذينوه و برادرش مبذويه و برادرزاده اش و دخترش و همسرش . همينان بودند كه آن ماده گاوى را كه خداوند عز و جل به قربانى كردن آن امر كرده بود ، ذبح كردند .
١٠ / ٤
عمرو بن لُحَى [٢]
قرآن
«خداوند ، [چيزهاى ممنوعى از قبيل] بَحيره و سائبه و وَصيله و حام ، قرار نداده است؛ ولى كسانى كه كفر ورزيده اند ، بر خدا دروغ مى بندند ؛ و بيشترشان انديشه نمى كنند» .
[١] سامرى ، مردى از پيروان موسى عليه السلام بود . هنگامى كه موسى عليه السلام به وعدهگاه خود در كوه طور رفت تا تورات بر او نازل شود ، اين مدّت ، طولانى شد و به چهل روز ، بالغ گشت . سامرى ، از اين فرصت استفاده كرد و گوساله اى ساخت و مردم را به پرستش آن ، دعوت كرد . جريان گوساله سامرى ، در قرآن و روايات و تفاسير ، ذكر گرديده است (ر . ك : دائرة المعارف تشيّع : ج ٩ ص ٣٥) .[٢] ابن هشام مى گويد : يكى از علما برايم نقل كرد كه عمرو بن لُحَى براى كارى ، از مكه عازم شام شد . وقتى به بخش مآب ، از سرزمين بلقاء ـ كه در آن روزگار عَمالقه ، فرزندان عملاق (/ عمليق) بن لاوذ بن سام بن نوح در آن جا زندگى مى كردند ـ ، رسيد ، ديد كه آنان ، بت مى پرستند . به آنها گفت : اين بت ها چه فايده اى دارند كه شما آنها را مى پرستيد ؟ به وى گفتند : اينان ، بت هايى اند كه ما وقتى از آنها درخواست باران مى كنيم ، بر ايمان باران مى فرستند ، و هر گاه كمك مى خواهيم ، كمكمان مى كنند . عمر بن لحى به آنان گفت : آيا يكى از آنها را به من مى دهيد تا به سرزمين اعراب ببرم و آنها هم آن را بپرستند ، آنان بت هبل را به وى دادند ، او آن را به مكه آورد و جايى قرارش داد و به مردمان دستور داد كه آن را بپرستند و احترامش كنند ... منظور اين است كه عمرو بن لحى ـ لعنت خدا بر او ـ براى مردم چيزهايى را به عنوان دين اختراع كرد ، و با آنها دين ابراهيم خليل را تغيير داد ، و اعراب هم از وى تبعيت كردند و با آن كاملاً ، و به صورت زشتى گمراه شدند .