دانشنامه ميزان الحكمه - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٢٥
٦١٦٦.الغيبة ، طوسى ـ به نقل از يونس بن عبد الرحمان ـ: زمانى كه امام كاظم عليه السلام در گذشت ، اموال بسيارى نزد وكلاى ايشان بود. همين سبب شد كه آنان در آن امام ، توقّف كنند [١] و در گذشتش را منكر شوند. نزد زياد بن مروان قندى ، هفتاد هزار دينار بود، و نزد على بن ابى حمزه ، سى هزار دينار. چون چنين ديدم و به حقيقت ، پى بردم و حقّانيت امامت ابو الحسن الرضا عليه السلام را دانستم ، زبان به سخن گشودم و مردم را به ايشان ، فرا خواندم. آن دو (زياد و على بن ابى حمزه) به من پيغام دادند و گفتند: بر انگيزاننده تو به اين كار ، چيست؟! اگر پول مى خواهى ، ما تو را بى نياز مى گردانيم . آن گاه ، وعده ده هزار دينار را به من دادند و گفتند: دست از اين كار ، بدار. ليكن من نپذيرفتم و به آنها گفتم: از امامان راستگو عليهم السلام روايت داريم كه فرموده اند: «هر گاه بدعت ها آشكار شوند ، بر عالِم است كه دانش خويش را آشكار نمايد، و اگر چنين نكند ، نور ايمان از او گرفته مى شود» و من به هيچ وجه حاضر نيستم از جهاد و فرمان خدا ، دست بردارم. پس آن دو با من دشمن شدند و كينه مرا در دل گرفتند.
٧ / ٢
وظيفه زمامدار
٦١٦٧.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ـ در حالى كه مسلمانان ، پيرامون ايشان ، گِرد آمده: اى مردم! نه بعد از من ، پيامبرى است و نه بعد از سنّت من ، سنّتى. پس هر كه بعد از [رحلت] من ، چنين ادّعايى كند ، ادّعاى او و بدعتش ، [هر دو] در آتش اند. پس او را بكُشيد ! كسانى نيز كه از او پيروى كنند ، همگى در آتش اند .
٦١٦٨.رجال الكشّى ـ به نقل از محمّد بن عيسى بن عبيد ـ: ابو الحسن عسكرى عليه السلام ، دستور قتل فارِس بن حاتم قزوينى را صادر فرمود و براى قاتل او ، بهشت را ضمانت كرد. جُنَيد ، او را به قتل رسانيد. فارِس ، شخص فتنه انگيز و فريبكارى بود كه مردم را مى فريفت و به بدعت ، فرا مى خواند. پس، از جانب امام عسكرى عليه السلام اين توقيع ، صادر شد: «ابن فارِس ـ كه لعنت خدا بر او باد ـ ، مردم را به نام من ، گم راه مى كند و به بدعت ، فرا مى خواند. خونش براى هر كه او را بكُشد ، مباح است. كيست كه او را بكُشد و مرا از شرّش آسوده گردانَد تا در عوض، من نزد خداوند ، بهشت را برايش ضمانت كنم ؟» .
[١] واقفيه ، به كسانى مى گويند كه در امامت موسى بن جعفر عليه السلام ، توقّف كردند .