دانشنامه ميزان الحكمه - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١١
درآمد
واژه شناسى «بحر»
واژه «بحر» ، در اصل به معناى هر چيز فراخ ، گسترده و پهناور است . دريا نيز به دليل گستردگى و پهناورىِ آن ، «بحر» ناميده شده است . ابن فارِس ، در اين باره مى نويسد : الباءُ وَالحاءُ وَالرّاءُ . قالَ الخَليلُ : سُمِّيَ البَحرُ بَحرا لِاستِبحارِهِ ؛ وهُوَ انبِساطُهُ وسَعَتُهُ . وَاستَبحَرَ فُلانٌ فِي العِلمِ ، وتَبَحَّرَ الرّاعي في رِعيٍ كَثيرٍ . [١] با و حا و را . خليل گفته : بحر را از اين رو بحر گفته اند كه گسترده و وسيع است . «استَبحَرَ فُلانٌ فِى العِلمِ» ؛ يعنى : دانش فلانى ، بسيار شد ، و «تَبَحَّرَ الرّاعى فى رِعىٍ كَثيرٍ» ؛ يعنى : چوپان در چراندن ، مهارت فراوانى پيدا كرد . همچنين ، ابن منظور مى گويد : إنَّما سُمِّيَ البَحرُ بَحرا لِسَعَتِهِ وَانبِساطِهِ ، ومِنهُ قَولُهُم : إنَّ فُلانا لَبَحرٌ ؛ أي واسِعُ المَعروفِ . [٢] دريا را به جهت گستردگى و وسعتش ، بحر گفته اند . از همين روست اين گفته كه :
[١] معجم مقاييس اللغة : ج ١ ص ٢٠١ «بحر» .[٢] لسان العرب : ج ٤ ص ٤١ «بحر» .