تربيت دينى فرزندان - یوسفیان، نعمت الله - الصفحة ٥٠
زندگى مىكند، ولى با ظهور بلوغ و تحولات جسمانى در نوجوان ميل به احراز شخصيت و استقلال در او پديدار مىشود و انتظار دارد در او به ديده كودك نگاه نكنند و به شخصيت و فكر و عمل او بها دهند.
هرگونه برخوردى كه نشان دهد اطرافيان او شخصيت لازم را برايش قائل نيستند و ارزش لازم را به او نمىدهند، با عكسالعمل روانى و پنهان و آشكار او رو به رو مىشود و گاه ممكن است به واكنشهاى شديد يا رفتارهاى نامناسب و حتى ضد اجتماعى او بينجامد.
اگر نوجوان ببيند كه در او به ديده يك انسان مستقل و بالغ نمىنگرند، ممكن است براى ابراز وجود و نشان دادن استقلال و شخصيت خود دست به كارهاى نامطلوب بزند تا به نحوى ديگران را متوجه خود سازد. اين حالت در نوجوانانى كه از يك يا چند جهت دچار عقده حقارتاند و يا در كودكى از تربيت صحيح محروم بودهاند، به مراتب بيشتر است. «١» ضرورت تربيت دينى در دوره نوجوانى با توجه به شرايط ويژه و بحرانى نوجوان و به هم ريختن تعادل روحى او بر اثر بلوغ و اهميت آرامش روحى در اين دوران، مىتوان به اهميتى كه تربيت دينى در دوره نوجوانى دارد، پىبرد.
نوجوان تنها در سايه تربيت دينى است كه از بلاتكليفى، ابهام و سردرگمى دوران نوجوانى نجات يافته، فلسفه روشنى براى زندگى خود پيدا مىكند و مىتواند پاسخ سؤالهاى اساسى خود را بيابد و به جهتگيرى مشخصى در ارتباط با نيازهاى عاطفى خود راهنمايى شود. او در پرتو اين تربيت،