تربيت دينى فرزندان - یوسفیان، نعمت الله - الصفحة ١٤٢
تأثر خود را نشان مىدهند و براى راضى كردن كودك، گاه زمين و ديوار را كتك مىزنند. عكسالعمل طفل در اين گونه موارد، گريه و آه و ناله است و از اين پس او خود را در برابر هر پيشامدى طلبكار و مستحق نوازش مىبيند.
تكرار چنين محبتهاى بيجايى از طرف والدين، به تدريج خودبينى و خودپسندى را در نهاد كودك رشد مىدهد و او را لوس و نازپرورده مىكند. «١» ٢. رفتارهاى تحقيرآميز: اگر با فرزندان رفتارى تحقيرآميز داشته باشيم يا پيوسته آنها را سرزنش كنيم و در حضور ديگران به آنها بها ندهيم، به تدريج خود را موجودى بىارزش و بىمقدار مىپندارند و احساس كرامت و شخصيت را از دست مىدهند. اين احساس سرآغاز سقوط و انحطاط است.
در برخى خانوادهها، پدر يا مادر با به كار بردن الفاظ طعنآميز و گاه زشت و ركيك، فرزندان خود را در حضور خويش و بيگانه تحقير مىكنند.
آنان نمىدانند كه با اين كار، در عمل، خصوصيت زشت ياد شده را به فرزندان خود تلقين و تزريق مىكنند و از آنان موجودات بىمقدارى مىسازند كه آمادگى همهگونه پستى و انحراف را دارند. چنين خانوادههايى به دست خود شالوده شخصيت فرزندان خود را ويران مىكنند و آنان را به وادى انحراف و انحطاط مىكشانند. «٢» رفتارهاى تحقيرآميز ممكن است با استهزا و تمسخر، ملامت و سرزنش و عيبجويى و ناسزاگويى صورت گيرد. هر يك از اين رفتارها شخصيت فرزندان را تخريب مىكند و سدّ راه تربيت درست آنها مىشود. احساس