تربيت دينى فرزندان - یوسفیان، نعمت الله - الصفحة ١٤٣
حقارت و خودكمبينى، ضعف پايههاى اعتماد به نفس، احساس گناه و شرمندگى، افسردگى و كنارهگيرى از جامعه، كينهتوزى و گرايش به پليدى، نفاق و دورويى از جمله پيامدهاى نامطلوب اين رفتارهاست.
٣. اجبار و اكراه: برخوردهاى تحكّمآميز و امر و نهىهاى لجاجتبرانگيز يكى ديگر از روشهاى آسيبزا در تربيت دينى و اخلاقى است. در اين روش، والدين به جاى صميميت و رفاقت با فرزندان آنها را مجبور و ملزم مىكنند. در خانوادههايى كه والدين از اين روش مستبدانه استفاده مىنمايند، ارتباط روزمره والدين با فرزندان زورمدارانه است و كودكان بايد تنها آنچه را به آنها مىگويند، انجام دهند. در غير اين صورت، احتمال دارد نخستين واكنش تنبيه بدنى باشد. در اين گونه خانوادهها، توجه به نظريات فرزندان و بحث و گفت و گو با آنان درباره مسائل خانوادگى، نادر و بلكه ناممكن است. سخن گفتن والدين با فرزندان بيشتر شكل آمرانه دارد و با انتقاد و تنبيه همراه است تا تمجيد و تشويق براى در پيش گرفتن رفتار مناسب. «١» شيوه هدايتى قرآن كريم، پرهيز از اكراه و اجبار است. قرآن كريم راه را نشان مىدهد و انتخاب را برعهده خود فرد مىگذارد و تحميل در پذيرش اين دعوت را برنمىتابد. در قرآن كريم آمده است:
لَا إِكْرَاهَ فِي الدِّينِ قَد تَبَيَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَيِّ. (بقره: ٢٥٦)
در قبول دين، اكراهى نيست؛ [زيرا] راه درست از راه انحرافى، روشن شده است.
علامه طباطبايى در تفسير اين آيه مىفرمايد: