تربيت دينى فرزندان

تربيت دينى فرزندان - یوسفیان، نعمت الله - الصفحة ٧٩

ب. تربيت عاطفى‌ از هدفهاى اساسى در تربيت كودكان، پرورش عاطفى آنهاست. منظور از عاطفه در اين بحث، استعداد و گرايش فطرى و درونى است كه پشتوانه «نوع دوستى» در انسان است. براساس اين استعداد فطرى، انسان قادر است گرايش درونى براساس مهر و محبت به همنوع خود پيدا كند و از اين راه، با او پيوند قلبى و انس و الفت بيابد.
استعداد عاطفى در انسان سبب رشد بسيارى از كمالات مى‌شود. اين كمالات شامل امتيازاتى است كه براساس «ديگرخواهى» در انسان پديد مى‌آيد؛ از قبيل محبت و دوستى، فداكارى و از خود گذشتگى، عفو و گذشت، بذل و بخشش، همكارى، دلسوزى و غمگسارى و به طور كلّى مقدّم داشتن ديگران بر خود.
بى‌وفايى، فراموشكارى، قدرناشناسى، احترام هنگام نياز و بى‌اعتنايى هنگام بى‌نيازى، خشونت و قساوت، تنها به فكر خود بودن و از ديگران بى‌خبر ماندن و مانند آن، همه نقايص روحى و اخلاقى هستند كه ريشه در فقر عاطفى دارند.
خانواده نخستين كانونى است كه بايد در آنجا عاطفه انسانى را در كودكان پروراند. مهر و عطوفتى كه از سوى مادر و بستگان نزديك ديگر از قبيل پدر و خواهر و برادر نثار كودك مى‌شود، از هيچ كس ديگر نمى‌تواند دريافت كند. هيچ دايه و پرستارى قادر نيست نقش طبيعى مادر را در زندگى طفل بازى كند و جاى خالى او را پر كند.
زمانى كه مادر با هيجان عاطفى خاصّى طفل را در آغوش خود مى‌فشارد و به او شير مى‌دهد، يا زمانى كه به زبان كودكانه و با تمام وجود با فرزند خود