تربيت دينى فرزندان

تربيت دينى فرزندان - یوسفیان، نعمت الله - الصفحة ٤٩

با اندك دقّتى مى‌توان مى‌فهميد كه درون نوجوان چه طوفانى به پاست.
از يك سو انگيزه‌هاى غريزى و در رأس آنها ميل جنسى و نيز انگيزه‌هاى عاطفى هر لحظه او را به سويى مى‌كشد و تعادل روانى او را به هم مى‌زند و از سوى ديگر انواع ترديدها و دودليها او را با بلاتكليفىِ دردآورى رو به رو مى‌سازد. در اين ميان آنچه بيش از همه براى نوجوان محسوس است، ابهام و سردرگمى است. او براى بار اول چنين وضعى را تجربه مى‌كند و توانايى لازم را براى مقابله با اين كشمكش درونى در خود نمى‌يابد.
از اين رو، نوجوان به كوچك‌ترين عاملى تعادل روانى خود را از دست مى‌دهد و هيجانى مى‌شود. نگران نظر ديگران و به ويژه اطرافيان و همسالان درباره خويش است و رفتار و برخورد و قضاوت آنها به آسانى حالات روحى او را تغيير مى‌دهد. همين تغييرات مداوم و گاه عميق، او را خسته و رنجور مى‌كند و صبر و شكيبايى را از او مى‌گيرد. از اين رو، به اندك ناملايمتى برمى‌آشوبد و آن را وسيله‌اى براى خالى كردن دل خسته خود مى‌بيند. بر اين اساس، سركشى، ناسازگارى و برآشفتگى از پديده‌هاى رايج اين دوران است.
تحولات دوران بلوغ حدود سه سال طول مى‌كشد. در پسران حدود سنّى ١٣- ١٦ سال را دربرمى‌گيرد و در دختران يكى دو سال كم‌تر. اين مقطع سنّى بحرانى‌ترين مرحله از زندگى انسان است. در اين مرحله نوجوان به رعايت و مراقبت بيش‌ترى نياز دارد تا از آن به سلامت بگذرد. «١» ٣. بحران شخصيت‌ آدمى در دوران كودكى همواره طفيلى پدر و مادر است و تحت حمايت آنان‌