تربيت دينى فرزندان - یوسفیان، نعمت الله - الصفحة ١٤٤
اين آيه «دين اجبارى» را نفى مىكند؛ زيرا دين مجموعهاى از معارف علمى است كه معارفى عملى را در پى دارد و جامع همه آنها اعتقادات است و اعتقاد و ايمان از امور قلبى است كه اكراه و اجبار در آن راه ندارد؛ زيرا اكراه تنها در افعال ظاهرى و حركات مادى و جسمانى مؤثر است و اما اعتقاد قلبى براى خود، علتها و سببهاى قلبى ديگر دارد كه از سنخ اعتقاد و ادراك است و محال است كه براى مثال، جهل، علم را نتيجه دهد و يا مقدمههاى غير علمى، تصديقى علمى را در پى داشته باشد. «١» تربيت عبارت است از، ايجاد اعتقاد و باور و نشاندن ايمان در دل فرزندان و به گفته شهيد مطهرى: «ايمان و اعتقاد را كه با زور نمىشود ايجاد كرد؛ علاقه و مهر و محبت را نمىشود با زور ايجاد كرد؛ گرايش باطنى را كه به زور نمىشود ايجاد كرد ... بله؛ مىشود آن قدر كتكش زد تا بگويد فلانى را دوست دارم؛ يعنى حرفش را به دروغ بگويد؛ اما اگر تمام چوبهاى دنيا را به بدن او خرد بكنند، آيا ممكن است كه با چوب، دوستى ايجاد شود؟ چنين چيزى محال است. آن، راه ديگرى دارد. راه آن حكمت است. «الموعظة الحسنه» است و جادِلْهُمْ بِالَّتى هِىَ احْسَنُ است.» «٢» تربيت دينى و اخلاقى، زمانى تحقق مىيابد كه برنامههاى تربيتى با اقبال قلبى فرزندان رو به رو شود. اگر چنين اقبالى صورت نگيرد و برنامههاى تربيتى با روى گردانى و بىتوجهى رو به رو گردد، تربيت ناكام خواهد ماند.
٤. خشونت و سختگيرى بيجا: خداوند به پيغمبر اكرم (ص) مىفرمايد: