اخلاق عملى

اخلاق عملى - الهامى نيا، على اصغر - الصفحة ٩٩

اخلاق سياسى‌ آراسته شدن به همه فضايل اخلاقى براى همه انسان‌ها ضرورى و پسنديده است و هيچ كس از داشتن فضيلتى مستثنا نشده است، اگر چه همه مردم، مجال فعليت بخشيدن به همه فضايل را نيابند. به طور مثال: سخاوت براى همه يك فضيلت است، خواه ثروتمند باشند خواه فقير؛ ثروتمند توان آن را دارد كه چنين فضيلتى را در خويشتن به فعليت برساند و بخشى از ثروت خود را به ديگران ببخشد ولى فقير از فعليت بخشيدن به صفت سخاوت در خود ناتوان است. حال اگر بگوييم: «سخاوت صفت ثروتمندان است» سخن گزافى نگفته‌ايم و آن را از فقيران، سلب نكرده‌ايم. همين طور اگر بگوييم‌حلم صفت دانشمندان است، عفت و پاكدامنى فضيلت زنان است و ... در چنين مواردى منظور اين است كه چنين فضايلى در عين فراگيرى و عمومى بودن، براى اين گروه‌ها ضرورى‌تر و زيبنده‌تر است و مراد از اخلاق سياسى نيز فضايل و سجايايى است كه در ميدان سياست و براى كسانى كه كار سياسى مى‌كنند، ضرورت بيشترى دارد، چرا كه سياستمدار بيش از ديگران فرصت تحقق بخشيدن به آنها را مى‌يابد، چنانكه بيش از ديگران در معرض آلوده شدن به برخى از خصلت‌هاى منفى است كه احتمال دارد در ميدان سياست خودنمايى كند.
ارتباط اخلاق و سياست‌ پيرامون ارتباط اخلاق و سياست، دو نظريه رو در رو وجود دارد؛ ١- صهيونيست‌هاى افراطى و دانشمندان دست‌پرورده آنان، همينطور مستكبران و طاغوت‌ها اذعان دارند كه اخلاق نبايد در سياست مراعات شود و گر نه بسيارى از نقشه‌هاى سياسى قابل اجرا نخواهد بود. در پروتكل يهوديان آمده است: