اخلاق عملى - الهامى نيا، على اصغر - الصفحة ١٠٢
٣- آزادگى:
رهبران و پيروان واقعى اسلام به خوبى واقفند كه انديشه ناب توحيدى هرگز به مؤمن اجازه نمىدهد كه به غير خدا سرسپارد و برده ديگران شود. در ديدگاه اسلام، انسان و آزادگى، همزاد يكديگرند و اين، ستم خود يا ديگران است كه او را به بردگى مىكشد و بىاراده مىكند. اميرمؤمنان عليه السلام مىفرمايد:
«لا تَكُنْ عَبْدَ غَيْرِكَ فَقَدْ جَعَلَكَ اللَّهُ حُرّاً» «١» برده ديگران نشو، چرا كه خدا تو را آزاده آفريده است.
راز موفقيت و جاودانگى مردان خدا و سياستمداران الهى نيز در همين نكته نهفته است؛ تا كسى انديشه خويش را سامان نبخشد و كشور دل را مستقل نسازد، امكان ندارد بتواند استقلال و آزادى را براى ديگران به ارمغان بياورد و ملت و كشورى را آزاد و مستقل سازد.
٤- عزّت:
قرآن مجيد، «عزّت» را از آن خدا، پيامبر و مؤمنان مىداند. «٢» بر اين اساس، مؤمن بايد در همه صحنههاى اجتماعى و در هر شرايطى، حرمت خويش را پاس دارد و عزيز و سرفراز زندگى كندو به هيچ كس اجازه ندهد كه او را تحقير كندو آرمان و ارزشهاى والاى او را ناديده انگارد حتى اگر چنين مقاومتى به زندگى مادّى او نيز پايان دهد. همانطور كه سرور عزتمندان عالم، حضرت سيدالشهداء عليه السلام در چنين موقعيتى قرار گرفت و از اين آزمايش سرافراز بيرون آمد و فرمود:
«الا انَّ الدَّعِىِّ ابْنَ الدَّعِىَّ قَدْرَ كَزَبَيْنَ اثْنَتَيْنِ بَيْنَ السَّلَّةِ وَ الذِلَّةِ وَ هَيْهاتَ مِنَّا الذِّلَّةُ ...» «٣» آگاه باشيد كه نابكار پسر نابكار (عبيدالله بن زياد) مرا بين دوراهى شمشير و ذلّت مخيّر كرده ولى ما كجا و ذلّت كجا؟