اخلاق عملى - الهامى نيا، على اصغر - الصفحة ٣٥
كه نيكى كردند، در اين دنيا نيكى است و سراى آخرت از آن هم بهتر است.
تفريط گرايان كندرو نيز هر موجود ناتوان و ناقصى را به خدايى مى گيرند و از كهكشان ها گرفته تا سنگ و چوب را مىپرستند و افراد بى سر وپا را در برابر خدا فرمان مى برند و تا آنجا پيش مىروند كه مانند يهوديان نابكار معتقد مى شوند كه خدا در صحنه آفرينش، بيكاره و دست بسته در گوشه اى نشسته و ناظر كاركرد ديگران در ملك خويش است؛ «وَ قالَتِ الْيَهوُدُ يَدُاللَّهِ مَغْلوُلَةٌ غُلَّتْ ايْديهِم و لُعِنوُا بِما قالُوا بَلْ يَداهُ مَبْسوُطَتانِ ...» «١» يهوديان گفتند: دست خدا بسته است، دست هاى خودشان بسته باد و به سبب آنچه گفتند لعنت شدند! بلكه دست هاى خدا باز است.
امام صادق عليه السلام در تفسير اين آيه فرمود:
«يهود گفتند: خداوند (با آفرينش نخستين) دست از آفرينش كشيد و فزونى و كاستى ايجاد نمىكند. ولى خداوند با اين آيه اظهارات آنان را تكذيب كرد.» «٢» جمله نغز و گرانمايه «لا جَبْرَ وَ لا تَفْويضَ بَلْ امْرٌ بَيْنَ امْرَيْنِ» «٣» نيز نشان دهنده تفكر اصولى ومستقيم اعتدال در فرهنگ اسلام اصيلِ و ناب است.
ب- كردار رفتار عادلانه، نتيجه انديشه معتدل است و مؤمنان با تصحيح افكار و عقايد خويش به تعديل كردار خود مىپردازند و در هيچ كارى به افراط و تفريط نمى گرايند. رهنمود كلّى قرآن مجيد در اين ميدان چنين است: