اخلاق عملى - الهامى نيا، على اصغر - الصفحة ٢٠
خوب و بدى را براى انسان ترسيم مى كند تا بدان روى آورد و از اين روى بگرداند و به وادى مقدّس اطمينان گام نهد، «نفس مطمئنّه» گردد: ومخاطب خطاب جانفزاى قرآن قرار گيرد كه؛ «يا ايَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ ارْجِعى الى رَبِّكِ راضِيَةًمَرْضِيَّةً» «١» اى نفس آرام يافته به سوى پروردگارت بازگرد در حالى كه تو از او خشنود و او از تو خشنود است. از سوى ديگر اگر آدمى به الهام نفس، وقعى ننهد و به جاى عمل نيكو به تبهكارى تن در دهد و از نور تقوا به سوى تاريكى فجور تمايل پيدا كند، نفس خير انديش او به ملامتش مى پردازد تا راه رفته را باز گردد و از تباهى، دست شويد. نفس در اين حالت، به صفت ارزشمند «لوّامه» موصوف است كه خداوند بدان سوگند ياد مىكند:
«وَلا اقْسِمُ بِالنَّفْسِ الْلَّوَّامَةِ» «٢» سوگند به نفس ملامتگر! انسان بايد قدر چنين نفسى را بداند، با او همراهى كند، از اعلام خطر او خشنود شود و به او بى اعتنايى نكند چرا كه به گفته امام على (ع):
«لَيْسَ لِانْفُسِكُمْ ثَمَنٌ الَّا الْجَنَّةَ فَلا تَبيعُوها الَّا بِها» «٣» براى جان هاى شما بهايى كمتر از بهشت نيست، پس آنها را جز در ازاى آن نفروشيد.
اگر حالت ملامتگرى نفس، پايمال شود و هشدارهاى او به كار نيايد، بتدريج نسبت به زشتى ها بى اعتنا شده، دست از اعلام خطر بر مىدارد، سپس راه فساد انگيزى در پيش مىگيرد كه در اين حالت، «نفس امّاره» خوانده مىشود؛