اخلاق عملى - الهامى نيا، على اصغر - الصفحة ٣١
با بال تقوا در ملكوت معنويت به پرواز در مىآيند و در اين پرواز، بالهايشان نيز استحكام بيشترى مىيابد. امام متقيان، على عليهالسلام درباره آنان مىفرمايد:
«باگسترده شدن پرده سياه شب، بر پا ايستاده به تلاوت بخش هايى از قرآن مىپردازند، آن را با ترتيل و تأمّل مى خوانند و درغم و اندوه (آخرت) فرو مى روند و دواى دردشان را از آن جستجو مى كنند؛ وقتى به آيه اى شوق انگيز مىرسند، در آن طمع مى كنند و دل مىبندند گويا چشم انداز آينده خويش را در آن مى نگرند و هرگاه به آيه اى هراس انگيز برمى خورند، گوش هاى دلشان را بدان مى سپارند، گويا فرياد و خروش دوزخ را در بن گوش هاى خود مىشنوند.
از اين رو كمرهايشان (براى ركوع) را خم مى كنند و پيشانى، زانوها، كف دست ها و نوك پاهاى خود را (براى سجده) بر خاك مى نهند و از خداى بزرگ، آزادى از دوزخ را مىطلبند.» «١» ٤- چشم پوشى از مادّيات از ديدگاه قرآن، مظاهر مادّى دنيا «متاع اندك» «٢» است و ارزش آن را ندارد كه همت انسان را به خودمعطوف دارد. متقيان ضمن فعّاليت هاى گوناگون اجتماعى، اقتصادى، سياسى و ... هميشه دل در گرو معشوق واقعى دارند و برآوردن نيازهاى بعد مادّى زندگى، آنان را از واقع بينى و تحليل صحيح مسائل مادّى باز نمى دارد، انسان متّقى با الهام گيرى از كتاب و پيامبر خدا، همه مظاهر مادّى حتى جسم خويش را فناپذير مى داند و چنين بينشى سبب مىشود كه؛ - نفس را از گرايش هاى نارواى دنيايى، باز دارد.
- از افراط و تفريط در پاسخ دادن به غرايز حيوانى، خوددارى كند.
- از خصومت ورزى، ثروت اندوزى، جاه طلبى و ... پرهيز نمايد و ...
امثال چنين اقداماتى، زير مجموعه تقوا قرار دارد و هر قدر مؤمن از دلبستگى به دنيا فاصله بگيرد، درجه تقوايش بالاتر مىرود. امير مؤمنان عليه السلام، در كلام نغز و شيوايى، اين ارتباط را چنين بيان مى كند.
«حَرامٌ عَلى كُلِّ قَلْبٍ مُتَوَلِّةٍ بِالدُّنْيا انْ يَسْكُنَهُ التَّقْوى» «٣» بر هر قلب فريفته دنيا حرام است كه تقوا در آن جاى گيرد.