اخلاق عملى - الهامى نيا، على اصغر - الصفحة ١٢١
تمرّد از دستورات رهبرى پديد مىآيد و سبب بر باد رفتن قدرت و شوكت جامعه اسلامى مىگردد.
تاريخ نيز گواهى مىدهد كه تفرقه و تشتّت در هر تشكيلاتى رخنه كرده، فرجامش را تباه ساخته است و دشمن را بر او چيره كرده است. به عنوان نمونه: معاويه پس از آن كه در بين نيروهاى امام على عليه السلام تفرقه و اختلاف انداخت بى درنگ دست به تهاجم و غارت زد و سربازان خود را به سوى مناطق تحت نفوذ امام گسيل داشت و شهرهاى مرزى را به آشوب كشيد. «١» همچنين پس از شهادت آن امام همام، با اعزام نيروهاى جاسوس و مزدور خود، شيعيان را دچار پراكندگى و تفرقه ساخت و در نهايت مقام خلافت را غصب و رهبر واقعى مردم- يعنى امام حسن عليه السلام را- خانهنشين كردو بر سر جامعه اسلامى آن آمد كه نبايد مىآمد.
آنچه ياد شد برخى از آفتهاى اخلاقى بود كه افراد و سازمان نظامى را تهديد مىكند. قطعا" آفتهاى متعدد ديگرى نيز وجود دارد ك اخلاق عملى ١٢٦ ج - در برابر درس و همدرسان ص : ١٢٦ ه به جهت اختصار از ذكر آنها خوددارى مىشود.