اخلاق عملى - الهامى نيا، على اصغر - الصفحة ٩٦
استغنا و بىنيازى، حدّ ميانه است و تكاثر و انباشته كردن ثروت، جانب افراط در مسائل مالى و به كارگيرى مظاهر مادى.
انباشتن ثروت بدون غرض عقلايى، كارى بيهوده و زيانآفرين است و به قيمت از دست دادن عمر تمام مىشودو اين بيمارى با يافتن دارو- كه همان ثروت است- روز به روز شديدتر و كشندهتر مىگردد و ثروت اندوز هر چه بيشتر مىيابد، بيشتر مىخواهدو هرگز سير نمىشود تا مرگش فرا رسد، علاوه بر اينكه همواره اشك يتيمان و آه مستمندان، بنيان زندگى و ثروت او را تهديد مىكند چرا كه همين زرپرستىها سبب درماندگى آنان شده است، به تعبير مولاى متقيان عليه السلام:
«انَّ اللَّهَ سُبْحانَهُ فَرَضَ فى امْوالِ الاغْنِياءِ اقْواتَ الْفُقَراءِ فَما جاعَ فَقيرٌ الَّا بِما مَنَعَ غَنِىٌّ» «١» خداوند سبحان، روزىِ مستمندان را در ثروت توانگران واجب كرده و هيچ فقيرى گرسنه نمىماند جز به سبب خوددارى غنى (از پرداخت حقوق واجب خويش.)
همين طور آن امام همام در سخنى ظريف و حكيمانه، ثروت را منشأ اصلى همه خواهش ويرانگر نفسانى دانسته، مىفرمايد:
«الْمال مادَّةُ الشَّهَواتِ» «٢» ثروت اندوزى علاوه بر اينكه به خودى خود كارى عبث و نابخردانه است سبب بسيارى از مفاسد ديگر مانند طغيان و سركشى، بىدينى، قساوت و در نهايت، ندامت و دوزخ نيز مىگردد.
٢- اسراف و تبذير اسراف به معناى زياده روى و مصرف بيش از حد نياز و شايستگى شخص همينطور مصرف مال در راه معصيت خداوند است «٣» و تبذير از ريشه «بذر» و به مع اخلاق عملى ١٠١ ٢ - تعظيم شعائر اسلامى:
ص : ١٠١ ناى