اخلاق عملى - الهامى نيا، على اصغر - الصفحة ١٩
يا به وسيله تشريح و تعليم ديگران آن را ادراك مى كنند، ولى ذات خويش را دائماً ادراك مىكنند.» «١» بنابراين:
خودشناسى به معناى اين است كه انسان، مقام واقعى خويش را در عالم وجود درك كند، بداند خاكىِ محض نيست، پرتوى از روح الهى در او هست بداند كه در معرفت مى تواند بر فرشتگان، پيشى گيرد، بداند كه او آزاد و مختار و مسؤول خويشتن و مسؤول افراد ديگر و مسؤول آباد كردن جهان و بهتر كردن جهان است. «٢» درك چنين موقعيتى سبب مىشود كه انسان، مبدأ و معاد و هدف آفرينش جهان را دريابد، آفريدگار را بشناسد، فرستادگان او را اطاعت كند، دانش مفيد بياموزد، از بازيگرى و بيهودگى بپرهيزد، كرامت و عزت خويش را حفظ كند، بر گستره فعاليت و سعه وجودى خود بيفزايد و همواره عقربه افكار، كردار و گفتار خويش را به سوى بارگاه قدس ربوبى جهتگيرى كند و چنان شود كه امير مؤمنان صلوات اللّه عليه فرمود:
«رَحِمَ اللَّهُ امْرَءً عَلِمَ ايْنَ وَ فى ايْنَ وَ الى ايْنَ» «٣» خدا رحمت كند كسى را كه بداند از كجا آمده، در چه جايگاهى هست و به كجا خواهد رفت.
دست پرقدرت آفرينش، چنين توانى را درون انسان تعبيه كرده و او با الهام گيرى از خداوند مى تواند راه را از چاه تشخيص دهد؛ «وَ نَفْسٍ وَ ما سَوَّيها فَالْهَمَها فُجُورَها وَ تَقْويها» «٤» سوگند به نفس و آن كه او را معتدل آفريد، سپس زشتى و نيكى اش را به او الهام كرد.
نفس الهام گير آدمى، رفيق صديقى است كه به طور مداوم بسان آينه اى شفاف، هر