اخلاق عملى - الهامى نيا، على اصغر - الصفحة ٩٤
جمله حكيمانه آن را نتيجه خردمندى و از سجاياى اخلاقى پيامبران دانسته، مىفرمايد:
«السَّخاءُ ثَمَرَةُ الْعَقْلِ» «١» «السَّخاء خُلُقُ الانْبِياءِ» «٢» و شايسته است هر انسانى بدان آراسته گردد.
٣- قناعت دست تواناى آفرينش، سرشت آدمى را به گونهاى آفريده كه خواستههاى مادّى و معنوى او سيرى ناپذير است و به دنبال كمال مطلق مىگردد و همواره در تلاشى پيگير براى نيل به اهدافى جديد است تا به سرمنزل مقصود راه يابد.
از سوى ديگر كمال مطلق، چه مادّى و چه معنوى، نهايت پذير نيست وانسان محدود هرگز نمىتواند به چنين آرزويى دست يابد. گر چه در حدّ توان خويش و سعى و تلاشى كه مىكند به آن نزديك مىشود. امام صادق عليه السلام به اين واقعيت، چنين تصريح مىكند:
«مَنْهوُمانِ لا يَشْبَعانِ؛ مَنْهوُمُ عِلْمٍ وَ مَنْهوُمُ مالٍ» «٣» دو گرسنه حريص هيچگاه سير نمىشوند؛ گرسنه دانش و گرسنه ثروت.
تلاش در ميدان كسب كمالات معنوى خصلتى پسنديده است كه آدمى بايد قدر آن را بداند و تا آخرين لحظه عمر نيز به آن مداومت كند چنانكه قرآن مجيد مىفرمايد:
«... وَ قُلْ رَبِّ زِدْنى عِلْماً» «٤» بگو: «پروردگارا بر دانش من بيفزا.» ولى حرص و طمع در مظاهر مادّى دنيا مانند زرپرستى، جاه و مقام، شهوت و ...
امرى ناپسند و اغواگر است و فرجام آدمى را تباه مىسازد و او را از كمال حقيقى- كه همان بندگى خدا و كسب معنويات است- باز مىدارد. به همين دليل، اخلاق اسلامى به مؤمنان توصيه مىكند كه به يك زندگى ساده و بىدغدغه بسنده كنند و در پى مال و منال به اندازهاى بروند كه نيازهاى زندگى را در حد كفاف برآورده سازد و تا حدودى هم گشايش داشته باشد ولى بيشتر از آن چندان مطلوب نيست و بايد با قناعت، جلو حرص و طمع را سدّ كرد. به تعبير اميرمؤمنان عليه السلام:
«انْتَقِمْ مِنْ حِرْصِكَ بِالْقُنُوعِ كَما تَنْتَقِمُ مِنْ عَدُوِّكَ